اندیشه سیاسی ماوردی

مقدمه

علي بن محمدبن حبيب بصري مکني به ابوالحسن (364-450 ه' . ق.) از علماء و فقها و قضات مشهور عصر خويش بود. در بصره تولد يافت و در همانجا از ابوالقاسم صيمري و به بغداد از ابوحامد اسفرايني علم فقه آموخت و در شهرهاي بسيار عهده دار منصب قضا شد. سرانجام در بغداد اقامت گزيد و در زمان القائم بامراللّه عباسي عنوان قاضي القضات يافت و در پيش خلفا منزلتي رفيع به دست آورد. ماوردي از فقهاي شافعي بود و به مذهب اعتزال تمايل داشت . وي در بغداد وفات يافت و در «باب حرب » مدفون گرديد. او را تاليفات بسيار است از آن جمله : ادب الدنيا و الدين . الاحکام السلطانية. العيون و النکت . الحاوي در فقه شافعي . نصيحةالملوک . في سياسة الحکومات . اعلام النبوة. معرفةالفضائل . الامثال والحکم . الاقناع در فقه . قانون الوزارة و سياسة الملک و جز اينها.

 نگارش ها و گرایش های سیاسی ماوردی

ابوالحسن, علی بن محمدبن حبیب الماوردی (364450قمری) از بزرگان صاحب نظر در مباحث سیاسی اسلام, شافعی مذهب, دارای تمایلات معتزلی . و دانشآموختهء حوزه های بصره و بغداد بود. با این که تخصص عمده اش فقه بود ولی در علوم دیگر و دانش های عقلی بهرهء وافر داشت. بیش تر عمر را در بغداد و در خدمت دستگاه خلافت عباسی گذراند. در دورهء خلافت القادر (38422ق) و القائم (422467ق) از اعضای دستگاه, به ویژه در زمان وزارت ابوالقاسم علی بن مسلمه (مقتول به سال 450قمری) از کارگزاران عمده خلافت محسوب می شد. از منصب های وی قاضی القضاتی تا ارتقا به اقضی القضاه است . وی از سلسله جنبانان اندیشه سیاسی اسلام است و نظریه پردازان سیاست اسلامی بعد از او تا حال به نحوی به اندیشه ها و دیدگاه های او معطوف بوده اند. در عصری می زیست که امپراتوری بزرگ اسلامی دچار تشتت بود و ملیت های مختلف که آل بویه و سلجوقیان در مناطق شرقی از مهم ترین آن ها بودند, داعیه استقلال داشتند, افکار و آرای جدید در زمینه های کلامی, فقهی, سیاسی و رونق داشت.

خلافت مرکزی با ضعف های تئوریک و عملی فراوان مواجه و مشروعیت آن به شدت تنزل یافته بود. از این رو عصر ماوردی دارای مولفه های دوگانه بود: از یک سو تمدن و فرهنگ اسلامی در اوج شکوفایی و از طرف دیگر بنیان های سیاسی اسلام دچار مخاطرات بود. ماوردی با بهره گیری از فرهنگ شکوفای اسلام به بازسازی و پی ریزی نظریه خلافت در قالبی کارآمد پرداخت.

ماوردی در سیاست اسلامی, هم سان ابن سینا در فلسفه مشاء و شهاب الدین سهروردی در فلسفه اشراق, از متفکران درجه اول محسوب می گردد. با این که دربارهء ماوردی گفته ها و نوشته ها زیاد است ولی هم چنان جای پژوهش باقی است. در این مقاله نه قصد پرداختن به تمام ابعاد شخصیتی و اندیشهء وی و نه تحلیل همهء مسائل اندیشهء سیاسی اش است بلکه در صدد مقایسه و تطبیق چهار کتاب سیاسی وی و نشان دادن جامعیت نسبی او در مسائل نظری سیاست اسلامی هستم. حتی به بررسی مقایسه ای دیدگاه های سیاسی وی با دیگر مذاهب و آرا مانند شیعه نمی پردازم هرچند از جمله پژوهش های عاجل در این زمینه است .

نظام و ساختار مباحث سیاسی در آثار ماوردی

تبویب و تنظیم مباحث سیاسی در چهار اثر الاحکام السلطانیه , نصیحه الملوک, تسهیل النظر وتعجیل الظفر و قوانین الوزاره همانند نیست. بررسی تطبیقی ساختار صوری آن ها گویای نظام فکری در هریک از آن آثار است.

الاحکام السلطانیه از اولین آثاری است که به نظام سیاسی خلافت پرداخته  و دارای بیست باب و هر باب شامل فصل هایی است. ماوردی در مقدمه به طبقه بندی بیست گانه از مباحث حکومتی فقه تصریح کرده است. ترتیب این باب ها چنین است:

عقدالامامه, تقلید الوزاره, تقلید الاماره علی البلاد, تقلید الاماره علی الجهاد, الولایه علی حروب المصالح, ولایه القضاء, ولایه المظالم, ولایه النقابه علی ذوی الانساب, الولایه علی امامه الصلوات, الولایه علی الحج, ولایه الصدقات, الفیء والغنیمه, الجزیه والخراج, فیما تختلف احکامه من البلاد, احیاء الموات واستخراج المیاه, الحمی والارفاق, احکام الاقطاع, وضع الدیوان واحکامه, احکام الجرائم, احکام الحسبه. غیر از باب اول که به چگونگی شکل گیری رهبری و شیوه مشروعیت یابی و نقش مردم در تکوین

دولت پرداخته, بقیه باب ها به بررسی شئون و مناصب سیاسی, بین المللی, اقتصادی, اداری, قضایی و جزایی زمامدار اسلامی پرداخته است.

نصیحه الملوک, تقسیم ده گانه ای از موضوع های سیاسی ارائه کرده است: البحث علی قبول النصائح, فضائل الملوک وما یجب علیهم ان یاخذوا به انفسهم, الخلال التی من جهتها یعرض الفساد فی الممالک والملک, معالجه قساوه القلب, سیاسه النفس وریاضتها, سیاسه الخاصه من الاهل والولد والقرابه والخدم والجند, سیاسه العامه وتدبیر اهل المملکه, تدبیر الاموال, تدبیر الاعداء واهل الجنابات, تقدیم النیات وطلب التاولات.

سیمای مباحث این اثر موعظه گری, نصیحت و اخلاق سیاسی نه همانند الاحکام السلطانیه بیان وجوب و حرمت های فقهی است ماوردی در مقدمه, خود را ملتزم به احادیثی همچون انما الدین النصیحه, قیل: لمن یا رسول الله, قال: لله ولرسوله ولائمه المسلمین وجماعتهم. دانسته و مصداق اتم نصیحت را موعظه زمامدار می داند:

الملوک اولی الناس بان تهدی الیهم النصائح....اذ کان فی صلاحهم صلاح الرعیه وفی فسادهم فساد البریه.... من غش الامام فقد غش العامه... من کتم السلطان نصیحته والاطباء مرضه والاخوان بثه فقد خان نفسه.... لهذا ماجرت العاده فی الانبیاء ان یبعثهم الله الی ملوک الامم.

اخلاق سیاسی در کنار مباحث دیگر سیاست مانند فلسفه و فقه سیاسی, دارای اهمیت فراوان است, از این رو ماوردی جنبه های مختلف اخلاق سیاسی را در این اثر بررسی کرده است. وظایف زمامدار در تهذیب و تزکیه نفس خودش, تربیت و بهسازی روانی و اخلاقی نزدیکان و خانواده اش و تربیت مستمر خادمان و حفاظت از اخلاقیات ممدوح و بازداشتن آنان از خصال ناپسند, هم چنین روش های اکتساب صفات نیکو بخشی ازمباحث این اثر و بخش دیگر اخلاقیات دستگاه های دولتی است. حاکم عهده دار ایجاد و حراست از صفات و خصایل نیکو در نظامیان, مسئولان اقتصادی و مسئولان اداری است. حتی اخلاق شرعی هرگونه برخورد عذرآمیز با دشمنان را برنمی تابد و ماوردی مناسبات صحیح با دشمن و اهل جنایت را برشمرده است. این که حاکم چه نوع لباسی بپوشد و در کدام ظرف تناول طعام نماید از دیدگاه اخلاق دینی جای سخن دارد. علل اخلاق همانند علل احکام در زمینه سیاست در خور توجه و در باب سوم و لا به لای فصل های دیگر مطرح شده و پیآمدهای اخلاق مذموم که به تباهی کیان دولت منجر می گردد تعلیل گردیده است.

ادامه نوشته

کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم ...
کاشکي که کيبوردت بودم هميشه زير انگشتات بودم
...
کاشکي که هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم
...
کاشکي که موست بودم هميشه تو مشتت بودم
...
کاشکي پسووردت بودم هميشه توي فکرت بودم
...

 

دنيا را بد ساخته اند ...
کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد
...
کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري
...
اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد
...
به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند
...
و اين رنج است
...

براي زيستن دو قلب لازم است
قلبي که دوست بدارد و قلبي که دوستش بدارند
قلبي که هديه کند و قلبي که بپذيرد

قلبي که بگويد و قلبي که جواب بگويد
قلبي براي من و قلبي براي انساني که من ميخواهم


         

 

  اگر اشک بودم با چشمان خیسم دستان تو را میبوسیدم

اگر عشق بودم در قلب مهربانت خانه ای پیدا میکردم  

اگر یاد بودم ...یاد تو را همیشه داشتم

 

 

 

                   

 

 به نام خالق عشق آن یگانه واژه بلند معنا به نام آن که عشق را آفرید تا بندگان در

         غربت نمانند و به نام آن که بندگان را آفرید تا عشق در ازلت نماند.

                         عشق . مظلوم ترین عنوان هر کلام .

                         عشق. تنها ترین نمایه بین من و او

                         عشق. تنها ترین علقه در این لا مکان 

    

              عشق نگو یار شدن بی کس و بی کار شدن واله و بیمار شدن خارج از این دار شدن   

 

                                                                                               

آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ، ناگهان ستاره اي چشمك زد..آفتابگردان سرش را پايين انداخت آري...گلها هيچ وقت خيانت نمي كنند

*********************************************

دنيا آنقدر وسيع است كه براي همه مخلوقات جايي هست ، به جاي آنكه جاي كسي را بگيريد تلاش كنيد جاي واقعي خود را پيدا كنيد!!

*********************************************

به چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چيزي كه پس از آن آمد لبخند بزن

*********************************************

لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان توسط آن نگاه را وسعت داد

*********************************************

وقتي ناراحتيد از اينكه به چيزي كه مي خواستيد نرسيديد ، محكم باشيد و خوشحال.... خداوند در فكر چيز بهتري براي شماست...

*********************************************


ادامه مطلب

                 

                                             

آمد  اما  در  نگاهش  آن  نوازشها نبود

چشم  خواب آلوده اش را مستی  رویا  نبود

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت

دل  همان دل بود  اما مست و بی پروا  نبود

در  دل بیزار  خود جز   بیم رسوایی  نداشت

گر چه روزی همنشین جز با من رسوا  نبود

دیدم آن چشم درخشان را  ولی در آن  صدف

گوهر  اشکی  که  من میخواستم  پیدا   نبود

بر لب  لرزان  من   فریاد  دل  خاموش   شد

آخر   آن   تنها   امید  جان  من  تنها   نبود

ای  نداده  خوشه  ای  زان   خرمن   زیباییم

تا   نبودی   در  کنارم   زندگی   زیبا   نبود

 

عشق يعني حسرت شبهاي گرم  

 

   عشق يعني ياد يک روياي نرم

 

عشق يعني يک بيابان خاطره   

 

   عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

 

عشق يعني گفتني با گوش کر 

 

   عشق يعنب ديدني با چشم کور

 

عشق يعني تا ابد بي سرنوشت  

 

   عشق يعني آخر خط بهشت

 

عشق يعني گم شدن در لخظه‌ها  

 

   عشق يعني آبي بي انتها

 

عشق يعني يک سوال بي جواب     

 

   عشق يعني راه رفتن توي خواب

 


  

 داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، 

 اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند

 تبسم نگاه تو نشان عشقي آشناست ...!

 

غلط است هرکه گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

 پدر عزیزم روزت مبارک

                   

 

        

             

               


 پيام کوتاه ترکی 

به ترکه ميگن: از مسافرت چي آوردي؟ ترکه ميگه: تشريف

 اس ام اس عاشقانه 

اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم

سايت جوک و طنز فارسی ------------------ سایت اس ام اس و سرگرمی موبایل

 جوک بسيجی

بسيجيه عاشق يه دختر ميشه شماره تلفن مسجد رو بهش مي ده

جوک و اس ام اس توپ و باحال  -------------------  اس ام اس جوک خفن و جدید

من 15 تا تو را دوست دارم 7 بهشت 7 آسمان 1 دنیا

سايت جوک و طنز فارسی ------------------ سایت اس ام اس و سرگرمی موبایل

دوستي شوخي سرد آدمهاست بازي شيرين گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستي توطئه ثانيه هاست

سايت جوک و طنز فارسی ------------------ سایت اس ام اس و سرگرمی موبایل

از يه رشتيه سوال مي كنن سخت ترين سوال كنكور چي بود ميگه نام بدر چيست

جوک و اس ام اس توپ و باحال  -------------------  اس ام اس جوک خفن و جدید

 اس ام اس عاشقانه

نه!نرو!صبر کن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

سايت جوک و طنز فارسی ------------------ سایت اس ام اس و سرگرمی موبایل

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

سايت جوک و طنز فارسی ------------------ سایت اس ام اس و سرگرمی موبایل

میتونم یه چیزی بهت بگم؟ مطمین باش که از ته قلبم میگم... همیشه از خدا میخواستم که تو زندگیم یه همراه خوب بهم بده.. . همراهی که همیشه کنارم باشه و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم... خدا یکیشو به من داد.... مال من نوکیاست... مال تو چیه؟

جوک و اس ام اس توپ و باحال  -------------------  اس ام اس جوک خفن و جدید

bi to na omoor jahan lang mishe , na beine zamin o asemoon jang mishe,na kooh ab mishe na ab sang mishe,faghat dele man barat tang mishe

جوک و اس ام اس توپ و باحال  -------------------  اس ام اس جوک خفن و جدید

 جوک و اس ام اس بسيجی

از يه بسيجيه سوال ميکنن : دو خط موازي چيه؟ ميگه:دو خط موازي دو خطي هستند که هيچ گاه به هم نميرسن مگر به دستور مقام معظم رهبری

سايت جوک و طنز فارسی ------------------ سایت اس ام اس و سرگرمی موبایل

دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کنی


یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمی شه

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه

یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه

یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه

یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه

یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری

یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه

یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه

یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه

یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه

یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره

یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)

یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!

یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه

یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند

باور...

 

 

 

مرا اینگونه باور کن...


کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته...


خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟!


نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟


که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟


مرا اینگونه باور کن....




 تصاویر زیبا از دربند 

عکس هایی زیبا از در بند | منبع عکس ها www.shz.ir

عکس هایی زیبا از در بند | منبع عکس ها www.shz.ir

عکس هایی زیبا از در بند | منبع عکس ها www.shz.ir

عکس هایی زیبا از در بند | منبع عکس ها www.shz.ir

عکس هایی زیبا از در بند | منبع عکس ها www.shz.ir

عکس هایی زیبا از در بند | منبع عکس ها www.shz.ir

عکس هایی زیبا از در بند | منبع عکس ها www.shz.ir

عکس هایی زیبا از در بند | منبع عکس ها www.shz.ir

عکس هایی زیبا از در بند | منبع عکس ها www.shz.ir

عکاس :خانم معتمدی

Click Here

m__1_.jpg

وقتی به دنیا آمد دو دست نداشت و این تنها دلیلی بود که پدر و مادرش او را رها کردند و به دست پرورشگاه سپردند.تا ۵ سالگی نامی نداشت و او که فقط معلول جسمی بود در پرورشگاهی در کرمانشاه ، بین کودکان عقب مانده ذهنی پرورش یافت. تا اینکه جوانی ۱۹ ساله بود که به آسایشگاه کهریزک تهران منتقل شد.

m__2_.jpg

فاطمه نیز وقتی نوزاد بود دچار ضایعه نخاعی شد و در اثر عمل جراحی ، برای همیشه فلج ماند . تا سن ۱۸ سالگی با پدر و مادرش زندگی میکرد اما بعد از آن احساس کرد اگر به کهریزک بیاید خانواده اش راحت تر زندگی می کنند.

بعد از چند سال زندگی در آسایشگاه ، احمد و فاطمه تصمیم به ازدواج گرفتند اما با مخالفت های آسایشگاه روبرو شدند . این بود که با ترفندی جالب و با اصرار زیاد ، بالاخره با هم ازدواج کرده و در یکی از خانه های زوج های معلول در آسایشگاه ساکن شدند.


احمد و فاطمه با وجود معلولیت جسمی شان تمام کارهای شخصی شان را خودشان انجام میدهند.

m__6_.jpg

احمد و فاطمه در منزل.

احمد در حال مسواک زدن با کمک پایش.

m__9_.jpg

قبل از بیرون آمدن از خانه ، احمد از فاطمه می خواهد به او ادکلن بزند.

m__10_.jpg

احمد و فاطمه هر روز مسیر خانه تا کارگاه موسیقی را با هم طی می کنند.

m__11_.jpg

احمد و دوستش مرتضی در حال نواختن موسیقی.

m__13_.jpg

تقسیم کار در منزل احمد و فاطمه.

m__14_.jpg

و بالاخره صرف ناهار و املت خوشمزه ای که فاطمه خانم پخته بود …

m__17_.jpg

و این بود از یک روز از زندگی عاشقانه احمد و فاطمه …

و اینجا در این عکس هم احمد داشت ترانه دل دیوانه را برای فاطمه می خواند و او نیز گاهی زمزمه میکرد.

پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام . دل دیوانه
با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آراوانه

دل دیونه

نوشته.حبیب

وانه

هاشمي رفسنجاني: اگر ولايت و جايگاه رهبري آسيب ببيند نمي‌توان آينده خوبي براي کشور متصور بود
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام اصل ولايت فقيه را محور جمهوري اسلامي خواند و گفت: اگر ولايت و جايگاه رهبري آسيب ببيند نمي‌توان آينده خوبي را براي کشور متصور بود.
به گزارش ايرنا به نقل از دفتر رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، جمعي از اساتيد علوم سياسي دانشگاه‌هاي قم صبح سه‌شنبه با حجت الاسلام اکبر هاشمي رفسنجاني رييس‌ مجمع تشخيص مصلحت نظام ديدار و گفت‌وگو کردند.
هاشمي رفسنجاني در اين ديدار در پاسخ به پرسش‌ها و نظرات جمع حاضر تاکيد کرد: اسلام کامل‌ترين مکتب براي اداره همه ابعاد جامعه است و مکتب اهل بيت محکم‌ترين منبع شناخت اسلام و قرآن است و انقلاب اسلامي ايران اين راه را انتخاب کرده و در بررسي عملکرد سي‌ساله جمهوري اسلامي؛ نقاط قوت ناشي از حرکت در مسير اسلام و نقاط ضعف مربوط به اشخاص و انحراف آنها از دستورات اسلامي است.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح کرد: ساختار نظام اسلامي متکي بر اسلام و سرمايه اعتماد مردم است و هرگونه انحراف از آن مي‌تواند آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري به همراه داشته باشد و اسلاميت و جمهوريت در قانون اساسي جدا شدني نيستند.
هاشمي در پاسخ به پرسش يکي از حاضران در خصوص علت حملات و تخريب عليه وي توسط برخي اشخاص گفت: مهم‌ترين دليل اين حملات، مواضع اينجانب در خصوص لزوم رعايت حقوق مردم و همچنين دفاع از شخص رهبري و پرهيز از افراط بر اساس عقيده و اعتقاد قلبي‌ام است.
هاشمي رفسنجاني همگان به ويژه فعالان در عرصه سياست را به رعايت اخلاق و تقوا دعوت کرد و گفت: رعايت نکات اخلاقي، توصيه‌هاي اسلام و نحوه عملکرد ائمه در برخورد با مسائل جامعه و مردم مي‌تواند نظام اسلامي را به عنوان الگوي جهاني مطرح سازد.
در اين ديدار برخي از اساتيد با بيان نکاتي در خصوص جامعه اسلامي از ديدگاه نظري و علمي و همچنين تجربه حکومت اسلامي در سي سال اخير در ايران؛ نظرات خود را مطرح ساختند.

O

این تصویر یه نافه

................      

.................

................

بی تربیت پایین تر از ناف دنبال چی می گردی

 

 

ببخشید از شرکت گاز مزاخم میشم میشه یک گاز از لبتون بیگیرم؟

 

 

محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکنی

 

 

باغ گل رز با یه سبد ستاره میدم بهت ببر سر چهار راه بفروش سودشم نصف نصف

 

 

_ترکه باخرش ميرفته بعد فارسه مي بينه که ترکه بربري مي خوره به خرش نون فانتزي مي ده ازترکه مي پرسه چرا به خرت نون فانتزي ميدي وخودت بربري مي خوري ميگه خرهاي ما فارسن

 

 

به تركه مي گن سفره حج چطور بود مي گه عالي ،خيابوناش تميز ، برجاش بلند ، ماشينا همه اخرين مدل يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم

 

در پي کاهش جمعيت پسران نسبت به دختران: درخيابان: دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو! پسر: ايييييييييييش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي

 

 

ابوريحان بيروني در بستر مرگ بود كه پسرش بهش گفت تو اين لحظه اخر چه كاري ميخواي برات انجام بدم ان دانشمند بزرگ به فرزندش چنين گفت ...مربا بده بابا....؟؟؟

 

قيمت ميوه در ميادين تره بار به شدت افزايش يافت. قدر خودتو بدون هلو

 

ترکه ميره خونه ميبنه زنش با چند تا مرده گردن کلفت نشته . ميفهمه جوکو اشتباه اومده ميره بيرون رشتيه مياد تو

 

 

مظفر هم تموم شد همه با هم ازدواج کردن .نازي با کامران ، شيدا با منصور،خانم عنصري با هومن،فروغ با قل مراد،فقط تو موندي با ملوس

 

 

بوس تنها تصادفيست كه پليس نداره بغل تنها پاركينگيست كه جريمه نداره پس مياي تو پاركينگ تصادف كنيم

 

 

کابينه زندگي مشترک: زن=وزير سلب آسايش، شوهر= وزير کار، مادر زن= وزيرجنگ، مادر شوهر=وزير اغتشاشات، خواهر زن= جاسوس دو جانبه، خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي، پدر زن= وزير ارشاد، پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحتlo

 

بني آدم اعضا يکديگرند که مثل سگ بهم مي پرند چو عضوي بدرد آورد روزگار که پنچر شود چرخ آموزگار تو کز محنت ديگران بي غمي گمونم پسر عمه شلغمی

 

گر ديدي جووني ريش گذاشته ..بدون دوس دخترش تنهاش گذاشته

 

مامانه برا بچش لالايي مي خونده يه نيم ساعتي كه مي گذره بچهه ميگه خوب ديگه مامان خفه شو مي خوام بخوابم

 

 

از روزی که گفتی تا آخر دنيا باهاتم فهميدم چرا دنيا ۲روزه!!!!!!!!!!

 

  قزوینیه می ره پیش روانپزشک می پرسه ببخشید این کودک درونی که می گن کجاست؟

 

 

دروغ دختر ها: تو برام مثل داداشي = يعني جلو تر نيا - من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره - از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه - من حالم بده = يعني بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري - من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم - من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته بياد

 

ميگن فردا ساعت 4 خوشگل‌ها رو مي‌گيرن تو رو خدا بيرون نرو نمي‌گيرنت ضايع مي‌شي

 

 

قيمت ميوه در ميادين تره بار به شدت افزايش يافت. قدر خودتو بدون گلابي

 

 

يکي دلش براي ماهي مي سوزه، يکي براي ماهيگير. اما هيچ کس دلش براي تو که سر قلابي نمي سوزه

 

عضو کميسيون امنيت ملي مجلس:
به رسميت شناختن دولت از سوي کروبي و موسوي ارزشي ندارد
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي تاکيد کرد: اينکه آقاي کروبي اعلام کند من دولت را دولت قانوني مي دانم يا موسوي در بيانيه اش دولت رابه رسميت بشناسد ارزشي در مقابل حضور مردم در روز نهم دي ماه ندارد.
"سيد حسين نقوي حسيني" در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا گفت: ما نمي توانيم اين مواضع آنها را هم سنگ با ارزش حضور مردم بکنيم، در اينجا هيچ هم سنگي وجود ندارد بلکه بايد به اين شکل تعبير کنيم وقتي اين افراد با اسم هاي جمهوريت و پشتيباني براي مردم بحران ايجاد کردند مردم با حضور پرشور خود در راهپيمايي روز نهم دي نشان دادند که راهشان راه رهبري و امام است.
عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس هشتم تاکيد کرد: صحبت هاي امروز کروبي و يا مير حسين موسوي نشان دهنده اين است که آنان با ديدن جمعيت عظيم مردم در روز نهم دي دچار سرخوردگي و عجز شده اند و از مواضع خود عقب نشيني کرده اند.
نماينده ورامين در مجلس تاکيد کرد: امروز اين افراد دچار درماندگي شده اند بدانند اگر مي خواهند در مجموع نظام باقي بمانند بايد پشت سر مردم و رهبري حرکت کنند.
نقوي حسيني اظهار داشت: اميدواريم اين تغيير مواضع اين افراد شفاف و روشن باشد و آنان اشتباه خود را به مردم بگويند، بهترين راه پشت سر مردم قرار گرفتن است.

جنبلاط : اوباما به شکست مذاکرت صلح خاورميانه اعتراف کرد
بيروت- "وليد جنبلاط" رييس حزب سوسياليست ترقي خواه دروزي لبنان،گفت: اعتراف باراک اوباما رييس جمهور آمريکا به شکست مذاکرات صلح خاورميانه ، راه را براي اقدامات بيشتر رژيم صهيونيستي در يهودي سازي قدس هموار خواهد کرد.
جنبلاط در گفت وگو با هفته نامه الانباء (نشريه خبري حزب سوسياليست ترقي خواه دروزي لبنان) افزود: اعتراف اوباما همچنين زمينه را براي اقدامات ماجراجويانه رژيم صهيونيستي و حمله به لبنان يا سرزمين‌هاي فلسطيني و توسعه شهرک ‌سازي‌ها فراهم خواهد کرد.
وي با تأکيد برنقش لابي صهيونيستي در حکومت آمريکا نيز گفت: براي پي بردن به علت اعتراف اوباما به شکست در برنامه‌هاي اصلاحي خود در خاورميانه و حتي داخل آمريکا، بايد نقش راست‌گرايان آمريکا و لابي صهيونيست در داخل اين کشور مورد توجه ويژه قرار گيرد.
نماينده مجلس لبنان همچنين با اشاره با مشکلات داخلي آمريکا نيز اظهار داشت: اوباما در طرح اصلاحات بيمه درماني مردم آمريکا نيز موفق نخواهد شد.

وقتي دشمن وارد ميدان شده است، بايد متوجه شويم/ دل بستن به دشمن خطاي بزرگ است
رهبر معظم انقلاب اسلامي با تاکيد بر اينکه در طول سي سال گذشته دولت امريکا و رژيم صهيونيستي، دشمن ترين دشمنان ملت ايران بوده اند و امروز هم دشمن ترين دشمنان هستند و دل بستن به اين دشمنان خطاي بزرگي است، خاطرنشان کردند: وقتي دشمن وارد ميدان شده است، بايد متوجه شويم و اگر خطا و اشتباهي هم انجام داديم، آن را تصحيح کنيم.
6/11/1388 - 15:1:42
آرشيو شده

فردوسی پور با پیراهن قرمز در لیگ برتر
1388/11/05
تعداد بازدید: 418
فردوسی پور با پیراهن قرمز در لیگ برتر
مجری جنجالی و محبوب برنامه نود که این روزها از سوی طرفداران تبریزی متهم به پرسپولیسی بودن شده است ، رسما قراردادی را با یکی از تیم های لیگ برتر فوتسال تهران امضا کرده است تا...


مجری جنجالی و محبوب برنامه نود که این روزها از سوی طرفداران تبریزی متهم به پرسپولیسی بودن شده است ، رسما قراردادی را با یکی از تیم های لیگ برتر فوتسال تهران امضا کرده است تا فوتسال را حرفه ای پشت سر بگذارد.
با این قرارداد و بازی عادل در لیگ برتر فوتسال استان تهران ، او در 35 سالگی صاحب عکس با شورت ورزشی می شود تا دیگر متهم نباشد که حتی به گربه هم لگد نزده است.
اما تیم پاراگ که مالکیتش را یکی از دوستان دوران تحصیل فردوسی پور بر عهده دارد در فصل جاری در تمامی رده‌های سنی فوتبال و فوتسال در طرح آسیاویژن شرکت کرده است و آمده تا حضوری پررنگ در فوتبال تهران داشته باشد و نام عادل فردوسی پور هم این قدر بزرگ است که بتواند پاراگ را سر زبان ها بیاندازد. فردوسی پور با دوستان سابقش به توافق رسیده تا برای دو فصل همراه این تیم در لیگ‌برتر فوتسال باشگاه‌های تهران شرکت کند و جالب اینکه رنگ اول پیراهن این تیم قرمز است.
مهمترین نکته‌ای که درباره تیم جدید فردوسی‌پور باید بدانید این است که تمامی بازیکنان این تیم از فارغ‌التحصیلان یا دانشجویان فعلی دانشگاه صنعتی شریف هستند و او به دلیل رفاقتی که با کیوان پروین مدیرعامل این تیم دارد، به این باشگاه پیوسته است و به همین دلیل قرارداد مالی طرفین سفید امضا شده است.
برای دیدن فردوسی‌پور و تیم جدید او باید تا اواخر ماه جاری صبر کنید تا مسابقات آغاز شود. عادل البته سابقه بازی در تیم فوتبال رسانه ها را دارد . کلا درباره فوتبالش می گویند خوب گل می زند. البته سبک بازی اش خیلی شباهت به علی دایی دارد و همه توپ ها باید در زمین به او ختم شود و گرنه ممکن است ستاره ناراحت شود

 

جنبش سبز علوي:سيد محمد خاتمي گفت: "به موسوي و كروبي گفتم قبل از آن كه آقا به نمازجمعه تشريف ببرند شما مطالب‌تان را بنويسيد و به آقا بدهيد و اگر به انتخابات اعتراض داريد، بگوييد تخلف شده اما شما تعيين تكليف كنيد و ما نظر شما را مي‌پذيريم. من به آنها گفتم اين كار به نفعتان است ولي متاسفانه اين كار را نكردند. "



كيهان نوشت؛ "به موسوي و كروبي تلفني گفتم قبل از آن كه آقا به نمازجمعه تشريف ببرند شما مطالب‌تان را بنويسيد و به آقا بدهيد و اگر به انتخابات اعتراض داريد، بگوييد تخلف شده اما شما تعيين تكليف كنيد و ما نظر شما را مي‌پذيريم. من به آنها گفتم اين كار به نفعتان است ولي متاسفانه اين كار را نكردند. " اينها جملات سيدمحمدخاتمي است كه ضمن ملاقاتي با حجت الاسلام حسين ابراهيمي نماينده مجلس عنوان شده است.
ابراهيمي در گفت وگويي به ديدار چندماه پيش با خاتمي اشاره كرده و گفت: افرادي از كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در اين ملاقات حضور داشتند.
ابراهيمي گفت: اين روش كه بخواهيم دو خواسته‌اي را با آشوب و اغتشاش پيگيري كنيم و به سرانجام برسانيم، به هيچ وجه قابل قبول نيست. اين قانون شكني احساسات مردم را جريحه دار كرد.
اظهارات ابراهيمي در حالي است كه منابع غيررسمي اخيراً اعلام كرده‌اند خاتمي در نامه‌اي به محضر رهبر معظم انقلاب، از مواضع ساختارشكنانه و لجاجت و تندروي موسوي و كروبي ابراز برائت كرده است.
اخبار تائيد نشده ديگري هم از طرح انتقادات مشابه توسط خاتمي در جلسات اخير مجمع روحانيون حكايت مي‌كند.
انتشار اخباري حاكي از مصلحت انديشي و فاصله گذاري خاتمي با رويكرد به بن بست رسيده موسوي و كروبي طي چند روز اخير باعث شد سايت‌هاي افراطي، ديروز خبر ملاقات يك هفته پيش برخي از عناصر زنداني آزاد شده با خاتمي را بدون اشاره به زمان اين ملاقات منتشر كنند! البته در اين خبر نيز خاتمي با وجود طرح برخي انتقادها بر لزوم پايبندي به قانون اساسي تاكيد كرده و از همراهي با افراطيون و ساختارشكنان ابراز ناخشنودي مي كند.
برخي رسانه هاي ضد انقلاب در تحليل هاي اخير خود تاكيد مي كنند خاتمي با وجود همراهي هاي اوليه، حاضر نيست تا آخر با ساختارشكنان همراهي كند و هزينه بدهد.
خاتمي در برخي ملاقات ها تصريح كرده كه موسوي سرمايه به زحمت اندوخته اصلاح طلبان را ظرف چند ماه سوزاند و راه بازگشت به حاكميت را به كلي مسدود كرد.
نگارش یافته توسط:مدیریت سایت | پنجشنبه 1 بهمن 1388 - 15:31:53 |  نسخه مناسب برای چاپ

عکس‌هاي خبري و برگزيده جهان
فتوژورناليسم - همشهري آنلاين:
سردبيران مجله تايم از ميان عکس‌‌هاي بخش "تصاوير هفته" اين نشريه گزيده‌اي را به دست داده‌اند که به نوعي بازتاب‌دهنده وقايع مهم امسال در مناطق مختلف جهان هم هست.
به افتخار مادر

پاتريسيا اسميت دست پدرش جيمز اسميت را در هنگام خواندن نام‌هاي قربانيان 11 سپتامبر در محل حادثه در دست دارد. مادر پاتريسيا، افسر پليس، موريا اسميت، در انفجار مرکز تجارت جهاني در نيويورک کشته شد.

11sep-am1.jpg

Spencer Platt / Getty Images

تعويض کلاه

منشي پاپ بنديکت شانزدهم، پدر گئورگ گانسواين به پاپ در تغيير کلاه سفيدش پيش از حضور در برابر جمعيت در ميدان سن‌پير کمک مي‌کند.


pop-am1.jpg

Ettore Ferrari /EPA

شادي در ميان ويرانه‌ها

حسين داهر و هديه معنيه روز عروسي‌شان را در حومه جنوبي بيروت نزديک خانه‌شان که در جريان جنگ حزب‌الله و اسرائيل بوسيله نيروهاي اسرائيلي به شدت بمباران شده جشن مي‌گيرند.

lebanon-am1.jpg

Wael Hamzeh / EPA

اداره زير آب

اداره زيرآب، خلق شده در آکواريوم لندن،که قصدش نشان دادن مقدار هنگفتي آب (343 ميليارد گالون) است که در هر سال بوسيله شرکت‌هاي انگليسي مصرف مي‌شود - مقداري که سه برابرحد مورد نياز است.


underwater-am1.jpg

Edmond Terakopian / EMPICS /LANDOV

قيام يوناني

يک معلم درخواست‌هايش را در برابر نيروهاي پليس در يک تظاهرات زير باران در مرکز آتن فرياد مي‌کشد. پليس به سوي معلمان مدارس ابتدايي و ساير اموزگاران که در حال اعتصاب هستند، گاز اشک‌آور پرتاب کرد.


greece-am1.jpg

Kostas Tsironis /AP

بالاگرفتن خشونت

جسد يک مجرم که با شليک پليس در کولوني لوس يروفسورز در تگوسيگالپاي هندوراس کشته شده است. رهبران کشورهاي آمريکاي مرکزي و جمهوري دومينيکن در 4 اکتبر در هندوراس در مورد توقف خشونت در منطقه مذاکره مي‌کنند.


criminal-am1.jpg

EDGARD GARRIDO / AP

روز سياه

زنان فلسطيني در مراسم ترحيم دو برادرشان اشک مي‌ريزند که در بمباران اسرائيلي‌ها در شمال نوار غزه به شهادت رسيدند.


darkday-am1.jpg

MAHMUD HAM / AFP / GETTY

تصویر: رهبر انقلاب در منزل



46417_627.jpg

مدل انقلاب هاي رنگي و شبيه سازي آن در ايران
 

در باب تعريف انقلاب‎هاي رنگي هنوز اجماع قاطعي ميان تحليل‎گران و صاحب‎نظران ايجاد نشده است. اختلاف در ارايه تعريفي واحد از اين پديده هم ناشي از بديع بودن پديده انقلاب رنگي به‎عنوان سازوكاري براي تغيير در ساخت سياسي است و هم متأثر از تركيب پيچيده‎اي از شباهت‎ها و عدم شباهت‎هاي آن با اشكال و تعاريف كلاسيك انقلاب است كه درباره آن در سطور بعدي توضيحات بيشتري ارايه خواهد شد.


 

وارد فضاي اينترنت شويد و در يك موتور جست‎وجوي معروف (مثلا گوگل) كلمه انقلاب مخملي را سرچ كنيد. اولين نتيجه‎اي را كه به شما مي‎دهد در ويكيپدياي فارسي است. بر روي همين گزاره كليك كنيد و وارد شويد. در اين صفحه اينترنتي پس از تعريف انقلاب رنگي و شمردن ويژگي‎هاي آن، در بخش معرفي انقلاب‎هاي رنگي كه تاكنون در جهان رخ داده است به نكته جالب و عجيبي برخواهيد خورد كه جاي تأمل بسياري دارد.
در اين بخش پنج حركت به‎ عنوان انقلاب‎هاي رنگي در جهان شمرده است كه به ترتيب انقلاب پنج اكتبر صربستان، انقلاب گل رز گرجستان، انقلاب نارنجي اوكراين، انقلاب لاله‎اي قرقيزستان و انقلاب سبز!! در ايران را فهرست نموده است. وارد كردن عنوان "انقلاب سبز " در پايگاه اينترنتي ويكيپديا جاي بسي تأمل دارد، مخصوصا زماني كه تعريف آن را اين‎گونه بيان كرده است: "در پي اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست‎جمهوري ايران و اعلام پيروزي دوباره محمود احمدي نژاد (كودتاي24خرداد)، تظاهراتي در خيابان‎ها و ميادين تهران و همچنين شهرهاي ديگر ايران، توسط ميليون‎ها تن از معترضان به نحوه شمارش آراء و حاميان مير‎حسين موسوي رقيب اصلي احمدي‎نژاد در انتخابات، از 24 خرداد به راه افتاد. " وارد كردن اين اصطلاح در ادبيات سياسي جهان عملا غيرعلمي است، چراكه اين انقلاب با اين عنوان اتفاق نيفتاده است و عملا منتج به نتيجه دلخواه برنامه‎ريزان آن نشده است و مي‎توان گفت وارد كردن اين عنوان در كنار چهار مورد مشابه ديگر كه نتيجه آن‎ها سرنگوني حكومت‎ها و جايگزيني با حكومت ديگر بوده است، صرفا يك شيطنت سياسي غيرحرفه‎اي است.
به‎نظر مي‎رسد كه عده‎اي در جهان درپي برنامه‎ريزي براي وقوع چنين حركتي در ايران بوده‎اند و اكنون كه اين حركت ناكام مانده است، حداقل براي ماندگاري آن در تاريخ ايران، به انحاي مختلف تلاش مي‎كنند. در اين نوشتار بر آن هستيم تا با استفاده از مفهوم انقلاب‎هاي رنگي و با اشاره به تاريخچه آن‎ها، نگاهي به جريانات پيش و پس از انتخابات رياست‎جمهوري دهم در ايران و نقش ميرحسين موسوي در اين راستا داشته باشيم.

تاريخچه انقلاب‎هاي مخملي
براي نخستين‎بار "واسلاو هاول " ر‎ييس‎جمهور پيشين چك كه در آن زمان رهبر مخالفان اين كشور بود، اين اصطلاح را وارد ادبيات سياسي كرد و بر سر زبانها انداخت و در سال 1989 طي يك دوره شش هفتهاي از 17 نوامبر تا 29 دسامبر، مخالفان حكومت در چكسلواكي با انجام سلسله اقداماتي زنجيرهاي، توانستند رژيم حاكم را سرنگون كنند و قدرت را در دست بگيرند.
پس از اولين تجربه در چكسلواكي، اصطلاح انقلاب مخملي يا رنگي در سال‎هاي بعد از فروپاشي شوروي، خصوصا در اوايل قرن 21، به يكي از كليد واژه‎هاي تحولات سياسي در عرصه جهاني تبديل شد. فروپاشي نظام دو‎قطبي و تجزيه كشورهاي چند مليتي از قبيل اتحاد شوروي و يوگسلاوي، زمينه را براي تغييراتي در ساختار سياسي كشورهاي به‎جامانده از نظام‎هاي اقتدارطلب پيشين فراهم كرد. با توجه به اين‎كه اكثر كشورهاي تازه استقلال يافته ميراث‎دار نظام كمونيستي سابق بودند، در اكثر موارد همان نخبگان سياسي دوران كمونيسم به قدرت مي‎رسيدند. در اين بين، مخالفان وضع موجود كه نيروهاي طرفدار غرب بودند، با استفاده از نارضايتي مردم و ايجاد ارتباط با مراكز سياسي و تحقيقاتي كشورهاي غربي، خصوصا آمريكا اقدام به بسيج سياسي مردم در جهت اهداف و برنامه‎هاي سياسي خود مي‎كردند و توانستند در تعدادي از كشورهاي بازمانده از بلوك كمونيست به قدرت برسند.
انقلابهاي رنگي به‎علت ماهيت خود در جوامع پساكمونيستي در اروپاي شرقي و آسياي مركزي توسعه يافته و مورد استفاده قرار گرفته است و از جمله اين كشورها مي‎توان به صربستان، اوكراين، گرجستان و قرقيزستان و اشاره كرد كه انقلاب‎هاي رنگي در آن‎ها اتفاق افتاد و نيروهاي طرفدار غرب در آن‎ها به‎قدرت رسيدند.
دومين تجربه انقلاب رنگي در سال 1997 در صربستان به وقوع پيوست كه در فرهنگ واژگان علوم سياسي با عنوان كودتاي فرامدرن شناخته ميشود. اما سه نمونه بارز اين نوع انقلاب‎ها كه در گرجستان، اوكراين و قرقيزستان در قرن 21 به‎وقوع پيوسته است كه از جهات بسياري به يكديگر شباهت دارند و براي ايران نيز الگوي آن‎ها انتخاب گرديده بود.

انقلاب گل رز در گرجستان
با فروپاشي شوروي سابق، آمريكا و ناتو به حلقه اول اروپاي شرقي؛ يعني سپر دفاعي هارتلند، نفوذ يافتند. پس از آن، توسعه نفوذ در حلقه دوم در دستور كار آمريكا قرار گرفت. براي اين منظور نفوذ در گرجستان اولويت اول را داشت. آمريكا و متحدان اروپايي‌اش، از طريق بنياد سوروس و مؤسسات به ظاهر غيردولتي، به ساماندهي يك انقلاب رنگي در گرجستان پرداختند تا سلطه ناتو به گرجستان - به‎عنوان حيات خلوت روسيه - گسترش يابد.
در انتخابات پارلماني نوامبر 2003، دو ائتلاف به رقابت پرداختند: يكي "ائتلاف گرجستان نو " و ديگري "ائتلاف تروئيكاي گرجستان ". در كوران رقابت انتخاباتي، بنياد سوروس (كه مسئوليت پشتيباني از انقلاب مخملين در گرجستان را عهده دار بود) پيروزي ائتلاف تروئيكا را پيشاپيش اعلام نمود. اما پس از انتخابات، نتايج شمارش آراء بر پيروزي "ائتلاف گرجستان نو " دلالت ميكرد. با اعلام نتايج اوليه انتخابات ائتلاف تروئيكاي گرجستان به نتيجه انتخابات اعتراض نمود و دولت را متهم به تقلب در انتخابات كرد.
ائتلاف تروئيكاي گرجستان - كه از طريق رسانههاي آمريكايي و اروپايي حمايت مي‌شدند - هواداران خود را به مبارزه منفي و نافرماني مدني فراخواندند. جنبشي به نام كامارا توانست پانزده هزار نفر را در پايتخت سازماندهي نمايد. آنان چند روز در مقابل ساختمانهاي دولتي از جمله رياست‎جمهوري تجمع نمودند و طبق برنامه به پليس و ارتش گرجستان شاخههاي گل رز اهدا ميكردند.
در روز افتتاح پارلمان اين كشور و در حالي كه رهبر ائتلاف گرجستان نو؛ يعني شواردنادزه مشغول سخنراني بود، مخالفان به رهبري ساكاشويلي (از رهبران ائتلاف تروئيكا)، بدون مقاومت پليس وارد پارلمان شدند و اجازه ندادند "ائتلاف گرجستان نو " قدرت را در دست بگيرد.
سرانجام با موافقت مقامات روسي، شواردنادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب به اصطلاح گل رز به پيروزي رسيد.

انقلاب نارنجي در اوكراين
اوكراين بعد از روسيه بزرگترين كشور اروپايي است و از لحاظ جغرافياي سياسي وضعي منحصر به فرد دارد. نفوذ آمريكا در اين كشور، از يك سو حلقه محاصره روسيه را تنگتر مي‌نمود و از سوي ديگر دستيابي آمريكا را به بازار منابع نفت و گاز اين منطقه آسان ميكرد.
كاخ سفيد براي ساماندهي انقلاب رنگي در اوكراين، تلاش مضاعفي كرد، به‌طوري كه پس از وقوع انقلاب نارنجي در اين كشور، نيويورك تايمز فاش ساخت: "بوش دست كم 65 ميليارد دلار براي اين انقلاب هزينه كرده است. "
در سال 2004 و در جريان انتخابات رياست‎جمهوري اوكراين، هيچيك از نامزدهاي انتخاباتي نتوانستند حد‎نصاب لازم را در مرحله اول كسب نمايند. يانوكويچ نخست‌وزير وقت و هوادار روسيه در دور اول 39.88 درصد و ويكتور يوشچنكو نامزد مورد حمايت آمريكا و غرب 39.22 درصد آراء را به‎دست آوردند. در نتيجه انتخابات به دور دوم كشيده شد.
در مرحله دوم بنابر اعلام غيررسمي، يانوكويچ با كسب 49.46درصد آراء بر يوشچنكو كه 46.61 درصد آراء را كسب كرده بود، پيروز شد. اما اين نتيجه از سوي يوشچنكو و طرفدارانش مورد قبول قرار نگرفت و آنان دولت يانكويچ را به تقلب در انتخابات متهم نمودند. با اعلام نتيجه انتخابات جنبش پارا كه از مدتها قبل با حمايت مالي و تبليغاتي آمريكا سازماندهي شده بود، با حضور در خيابانهاي كيف، اقدام به تحصن و تظاهرات نمودند. متحصنين - كه تيشرت، بازوبند، كمربند و هدبند نارنجي بر تن داشتند و با خود پرچمهاي نارنجي حمل مي‎كردند - خواستار اعلام پيروزي يوشچنكو از سوي كميسيون انتخابات شدند.
اما كميسيون انتخابات پيروزي يانوكويچ را رسما اعلام نمود و با اصرار اين كميسيون پارلمان اوكراين نيز نتيجه انتخابات را به تصويب رسانيد.
با اعلام نتيجه انتخابات از سوي پارلمان اوكراين، تظاهرات كنندگان مانع ورود يانوكويچ به دفتر نخست‎وزيري شدند و كشور در شرايط جنگ داخلي و تجزيه به دو بخش شرقي (طرفداران يانوكويچ) و بخش غربي (به هواداري يوشچنكو) قرار گرفت. با فوق‌العاده شدن اوضاع كشور، پارلمان اوكراين در رأي خود تجديدنظر كرد و اعلام نمود كه در انتخابات تقلب صورت پذيرفته است و از رييس‎جمهور درخواست كرد تا كميسيون انتخابات را منحل كند.
با جانبداري وزير دفاع از يوشچنكو، شرايط به سود غربگرايان و افراد مورد حمايت آمريكا تغيير كرد، در نتيجه دادگاه عالي اوكراين سرانجام در هفت دسامبر نتيجه انتخابات را باطل و تاريخ 26 دسامبر را براي برگزاري انتخابات مجدد اعلام نمود. انتخابات مجدد در تاريخ 26 دسامبر و با حضور 12000 ناظر بين‌المللي برگزار گرديد و يوشچنكو با كمك تبليغاتي رسانههاي آمريكايي و اروپايي 52،62 درصد آراء را كسب نمود و رييس‎جمهور اين كشور شد.

انقلاب گل لاله در قرقيزستان
قرقيزستان اگر چه داراي منابع طبيعي نفت و گاز نيست، اما به‎دليل هم‌مرز بودن با چين و افغانستان، داراي جايگاه و اهميت استراتژيك است. حادثه يازده سپتامبر، قرقيزستان را بيش از پيش در كانون توجهات آمريكا قرار داد. از اين رو كاخ سفيد درصدد جابه‎جايي قدرت در اين كشور و تثبيت موقعيت خود در قرقيزستان برآمد. در سال 2005 با رد صلاحيت نامزدهاي مخالف دولت در پارلمان، جرقههاي انقلاب مخملي در اين كشور زده شد.
پس از برگزاري دو مرحله انتخابات پارلماني و اعلام نتيجه آن، دو مخالف عسگر آقايف، يعني كولوف وزير پيشين امنيت قرقيزستان از اهالي شمالي به همراه باقياف، نماينده بركنار شده پارلمان از اهالي جنوب، با يكديگر متحد گرديدند. با پيوستن خانم اتونبايا نامزد رد صلاحيت شده انتخابات پارلماني به صفوف مخالفان آقايف، شرايط براي انقلاب مخملي در اين كشور فراهم گرديد.
در چنين شرايطي جنبش مقاومت جوانان كلكل عهده‌دار آغاز انقلاب رنگي يا انقلاب گلي در اين كشور شدند. در مناطق جنوبي قرقيزستان، معترضان سازماندهي شده تحت حمايت آمريكا، با تجمع در ميدان اصلي شهر اوش، فرودگاه و اماكن دولتي را به محاصره خود درآوردند.
دامنه اعتراضات توسط جنبش مذكور به‌سرعت به تمامي مناطق قرقيزستان سرايت نمود و در نتيجه مخالفان عسگر آقايف اماكن دولتي و دفتر رياست‎جمهوري را در بيشكك به تصرف خود درآوردند و خواستار كناره‌گيري وي شدند.
عسگر آقايف پس از فرار از كشور، استفن يانگ - سفير آمريكا در قرقيزستان - را عامل اصلي اين انقلاب معرفي كرد. وي اظهار داشت: "يك هفته قبل از وقوع اين حوادث در شبكه جهاني اينترنت، نقشه اين انقلاب منتشر شده بود. اين نقشه را استفن يانگ تدوين كرده است و اين انقلاب دقيقا همانند نقشه صورت گرفت. "
در وقوع انقلاب لالهاي در قرقيزستان نقش بنياد سوروس و اعطاي كمكهاي مالي كاخ سفيد به مخالفان دولت بسيار تعيين كننده بود.

انقلاب رنگي؛ تعاريف و ويژگي‎ها
در باب تعريف انقلاب‎هاي رنگي هنوز اجماع قاطعي ميان تحليل‎گران و صاحب‎نظران ايجاد نشده است. اختلاف در ارايه تعريفي واحد از اين پديده هم ناشي از بديع بودن پديده انقلاب رنگي به‎عنوان سازوكاري براي تغيير در ساخت سياسي است و هم متأثر از تركيب پيچيده‎اي از شباهت‎ها و عدم شباهت‎هاي آن با اشكال و تعاريف كلاسيك انقلاب است كه درباره آن در سطور بعدي توضيحات بيشتري ارايه خواهد شد. تعاريفي كه مي‎توان براي اين نوع انقلاب‎ها در كتب يا مقالات علوم سياسي يافت به شرح زير است:
تعريف 1: تغيير در ساختارهاي سياسي كشورها از طريق تظاهرات مسالمت‎آميز كه نوعي پيوستگي و همگوني در علل و شكل تحولات مذكور قابل مشاهده است.
تعريف 2: مقاومتي بدون خشونت در برابر يك حكومت اقتدارگرا كه منجر به تغيير حكومت مي‎شود.
تعريف 3: حركت‎هاي مردمي كه در آن بدون خشونت و خونريزي به يك حكومت خودكامه اعتراض مي‎كنند و هدف آن نشان دادن ارزش‎هاي دموكراسي، آزادي و تغيير رژيم است. در اين‎گونه انقلاب‎ها مردم رنگي را برمي‎گزينند و پوشش‎هاي خود مانند كلاه و لباس و شال‎گردن و روسري را از آن رنگ به تن مي‎كنند يا نشانه‎هاي كشورشان را با آن رنگ به‎صورت تابلوهاي بزرگ در راهپيمايي‎ها به‎دست مي‎گيرند.
تعريف 4: حركتي كه براي تغيير حكومت موجود با استفاده از عناصر داخلي‎اي كه روابط مشكوكي با آمريكا دارند و با حمايت سفارت آمريكا و آموزش ديدن توسط عوامل و بنيادهاي آمريكايي كه با سمبل قراردادن يك رنگ خاص صورت مي‎گيرد.
تعريف 5: انقلاب رنگي نوعي دگرگوني بدون خشونت و خونريزي است كه در پي ايجاد تغييرات سياسي در جامعه است، خواه اين‎كه اين تغييرات صرفا محدود به حوزه نخبگان سياسي حاكم باشد يا ساختار نظام سياسي به‎طور عام را هدف گيرد.
اما در مجموع با بهره‎گيري از تعاريف فوق مي‎توان به اين نتيجه دست يافت كه انقلابهاي مخملي يا "رنگي " يا "گلي " از شيوههاي براندازي نرم است كه نوعي سرنگون كردن حاكميت و جابه‎جايي قدرت است و كه از ابزار نافرماني مدني بهره ميگيرد. به‎عبارت ديگر انقلاب مخملي نوعي دگرگوني ساختار حكومت بدون خونريزي است كه در آن سرمايه اجتماعي حرف اول را مي‎زند.

ويژگي‎هاي انقلاب‎هاي رنگي
تمامي دگرگوني‎هاي سياسي كه از آن‎ها با نام انقلاب‎هاي رنگين ياد مي‎شود، واجد ويژگي‎هاي همگون در علل و شكل تحولات هستند. از لحاظ خاستگاه نيز تمامي آن‎ها ويژگي مشتركي داشته‎اند. اما وجوه مشترك آن‎ها را مي‎توان در سه حوزه تفكيك نمود:
1- حوزه برنامه‎ريزي و طراحي؛
2- حوزه اجرا؛
3- حوزه استقرار.
در حوزه برنامه‎ريزي و طراحي ويژگي‎هاي همگون و بعضا يكسان، تمام انقلاب‎هاي رنگي (به‎خصوص موارد گرجستان، اوكراين و قرقيزستان) شامل موارد زير بوده‎اند.
1- تعريف ساختاري براي حمايت مالي از مخالفان و تزريق كمك‎هاي مالي به مخالفان نظام حاكم به‎عناوين مختلف؛
2- ترويج شعارهايي در قالب استقرار دموكراسي و ليبراليزم؛
3- پولاريزه كردن نظام حاكم و مردم در مقابل يكديگر؛
4- ايجاد شبكه‎هاي كوچك مرتبط به هم و ارتباط هرمي با مجموعه‎هاي بالاسري به‎عنوان بازوهاي عمل‎كننده؛
5- ايجاد شبكه اطلاع‎رساني در فضاي مجازي و ايجاد دسترسي بالاي مخاطبان خود به اين منابع؛
6- سازماندهي جريان ژورنالسيتي وابسته با شناسايي و تطميع ژورناليست‎ها؛
7- سازماندهي گروه‎هاي دانشجويي و نهادهاي غيردولتي به‎عنوان خط‎شكن جريان؛
8- افزايش مطالبات عمومي از نظام حاكم و ضعيف جلوه دادن نظام حاكم.
در حوزه اجرا نيز تقريبا تمام انقلاب‎هاي رنگي، ماهيت يكساني داشته‎اند و موارد عملياتي آن‎ها دقيقا مشابه يكديگر بوده است. در حوزه اجرا وجوه مشترك تمام آن‎ها موارد ذيل بوده است:
1- تمامي آن‎ها بدون استفاده از ابزارهاي خشونت‎آميز و طي راهپيمايي خياباني و تحت عنوان نافرماني مدني اجرا گرديدند.
2- شعارهايي مبتني بر دموكراسي‎خواهي و ليبراليسم تيتر اين‎گونه انقلاب‎ها بوده است.
3- نقش دانشجويان و نهادهاي غيردولتي در بروز آن‎ها بسيار پررنگ بوده است.
4- وجود خصوصياتي چون اقتدارگرايي، فقدان چرخش نخبگان، ناكارآمدي درحل مشكلات عمومي و عدم مقبوليت عمومي حكومت وقت، دليل اصلي عنوان شده است.
5- ايجاد ذهنيت مسموم بين عموم مبني بر بروز خطايي ازسوي حكومت، نظير تقلب در انتخابات جرقه تمام آن‎ها بوده است.
6- سلب اعتماد عمومي از سيستم اطلاع‎رساني نظام حاكم براي جلوگيري از پذيرش اخبار در تمام آن‎ها مورد استفاده قرار گرفته است.
7- صحنه‎گردانان اصلي ماجرا به‎طور مستقيم يا غيرمستقيم مورد حمايت آمريكا و اروپاي غربي بوده‎اند.
8- تصويرسازي مطلوب از چهره مورد نظر حاميان انقلاب رنگي و تخريب چهره رقيب توسط رسانه‎هاي خارجي و رسانه‎هاي داخلي وابسته از وجوه مشترك عمليات اجرايي بوده است.
9- انتخاب يك‎رنگ جهت اعلام مخالفت با نظام حاكم كه مردم كشور هدف به نوعي از لحاظ فرهنگي به اين رنگ سمپات هستند.
10- كسب حمايت‎هايي از سياستمداران خارجي و داخلي به‎صورت واضح، جهت پيشبرد اهداف خود كه تقريبا در تمام انقلاب‎هاي رنگي صورت گرفته است.
اما در حوزه استقرار آن‎چه كه بين انقلاب‎هاي رنگي صورت گرفته در جهان وجوه مشترك محسوب مي‎گردد موارد زير است:
1- ورود يك عنصر متمايل به غرب و مخالف با سياست‎هاي كلي نظام حاكم به‎عنوان رييس جديد دولت.
2- ورود مستقيم عناصر و عوامل خارجي به صحنه براي استقرار نظام جديد.
3- سيل تبريك و حمايت از فردي كه با انقلاب رنگي به حاكميت رسيده است.
4- همكاري مستقيم دولت‎هاي حامي انقلاب مخملي، براي استقرار حاكمان نظام جديد.

طراحي انقلاب رنگي براي ايران
وزير اطلاعات در گفت‎وگوي تلويزيوني خود كه به‎صورت زنده از صدا و سيما پخش مي‎شد، به‎صراحت اعلام كرد كه خطر انقلاب رنگي را چند سال پيش گوشزد نموده است و برخي اين موضوع را توهم پنداشته‎اند. اما بدون شك با نگاهي گذرا به حوادث و اتفاقات چند سال اخير، مي‎توانيم به صراحت اعلام نماييم كه اين گفته وزير اطلاعات نه تنها توهم نبوده، بلكه عين واقعيتي است كه از نگاه عموم جامعه دور مانده بود.
اولين جرقه‎هاي اين طرح براندازانه را مي‎توان ده سال پيش و در حوادث كوي دانشگاه در سال 1387به‎وضوح ديد و تئوريسين‎ها و تصميم‎سازان اين جريان طي 10 سال گذشته و با استفاده از تجربيات خود، در اين راستا در تلاش براي به بلوغ رساندن اين جريان بودند تا اين‎كه نهايتا اجراي يك انقلاب رنگي با تمام جوانب آن در انتخابات رياست‎جمهوري دهم كليد خورد. با نگاهي گذرا به حوادث 10 سال گذشته و برخي اظهارنظرهاي سران اين جريان، موضوع به خوبي روشن گرديد.
طراحي و اجراي پروژه‎هايي نظير تحصن در مجلس، استعفاي نمايندگان و مديران دولتي، عقب‌نشيني از حق مسلم مردم در جريان هستهاي، حمله به مباني ديني با تكيه بر شعارهاي تساهل و تسامح، راه اندازي شورشهاي اجتماعي مانند 18تير 78، جايگزين كردن گفتمان ليبراليسم و سكولاريسم به‎جاي گفتمان انقلاب اسلامي، راه‌اندازي روزنامههاي زنجيرهاي، زيرسؤال‌بردن ارزش‎هاي ديني و آرمان‎هاي انقلاب و دفاع مقدس، افشاي اسناد محرمانه و سري نظام و دامن‎زدن به اختلافات قومي و مذهبي راه‎هايي جهت هموارسازي اين جريان طي 10 سال گذشته بوده است. ناگفته نماند كه شكست جريان فكري برانداز در انتخابات مجلس هفتم و هشتم و رياست‎جمهوري نهم مزيد بر علت براي طرح نهايي انقلاب رنگي در ايران از سوي اين جريان بود.
اولين شناسايي جريان طراح انقلاب مخملي توسط وزارت اطلاعات حدود سه سال پيش بود. اين افراد كه آمريكا پس از كودتاي مخملي در گرجستان و اوكراين، براي اجرايي كردن پروژه انقلاب مخملي در ايران استخدام كرده بود "هاله اسفندياري، تاجبخش و جهانبگلو " بودند كه در اعترافات خود فرآيند اين پروژه را اين‎چنين بيان ميكنند:
"هاله اسفندياري " ميگويد: "علاوه‎بر برنامه كشورهاي خاورميانه، هدف از برنامه ايران اين بود كه وقتي يك سخنران از ايران ميآيد و در يك مركزي به اهميت "مركز ويلسون " صحبت ميكند يك عده‌اي مي‌آيند و حرفهاي آن‎ها را گوش ميكنند. اين افراد سياست‌سازان هستند. سياست‌سازان در واشنگتن كساني‌اند كه در نهادهاي دولتي، كنگره آمريكا، نهادهاي اطلاعاتي، رسانههاي گروهي، بنيادها، دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي فعاليت ميكنند. اين‎ها طيف خيلي وسيعي را در برمي‌گيرند. "
"هاله اسفندياري " خاطرنشان كرد: "نقش من يكي اين بود كه سخنرانها را شناسايي كنم و چون سالها از ايران دور بودم در اين مورد واقعا با متخصصين ايراني كه در واشنگتن بودند، مشورت ميكردم و از متخصصين ايراني كه در سراسر آمريكا در دانشگاهها، مراكز تحقيقاتي و غيره كار ميكردند، اسم مي خواستم. نحوه ديگر كار اين بود كه من بعضي وقتها كه به ايران سفر ميكردم اگر اسمي داشتم با اين شخص تماس مي گرفتم و يك آشنايي برقرار ميكردم. "
همچنين "يحيي كيانتاجبخش " بيان داشت: "ديديم كه يك بعد پروژه، برنامههاي آشكار است و يك بُعد ديگر نهادسازي، فرهنگسازي و شبكه سازي، ولي بعد سوم در واقع اهداف دراز مدت بنياد سوروس هست كه محتواي آن پياده كردن فلسفه جامعه باز است. "
نفر ديگر "جهانبگلو " است كه نقش خود را چنين بيان مي‎كند: "اين بحثي كه من مطرح ميكردم در مورد "اصلاح خشونت‌پذير " در جامعه ايران ميآيد - تقريبا به نوعي در ذهنيت يا دام اين نهادهاي آمريكايي افتاد - به‎طوري‎كه به آن شكلي نو بخشيدند و كمكم مرا با افراد و نهادهاي مختلفي آشنا كردند، در عين اين‎كه كار من تمام شد و اين را در يك گزارش نهايي من براي آن سازمان نوشته بودم. آن‎جا بود كه من به اين مسايل توجه كردم و اين وضع تطبيقي بين جامعه مدني ايران و جامعه اروپاي شرقي و وضعيت فروپاشي با همديگر اشاراتي به آن شده بود. آقاي پراتنر مرا با نهاد "اودو ويلسون " و خانم هاله اسفندياري آشنا كرد. به اين ترتيب در حقيقت هاله اسفندياري و نهاد "اودو ويلسون " يك نهاد جديدي شد كه جايگزين "اني.اي.دي " شد و ميشود گفت آن بحثي را كه در "اني.اي.دي " صورت گرفته بود را به نوعي پي گرفت. "
"تاجبخش " نيز چنين مي‎گويد: "هدف دراز مدت بنياد "سوروس " براي پياده كردن آن فلسفه جامعه باز و حركت كردن آن جامعه -يا جامعهاي به‎سمت جامعه باز - اين است كه بين حاكميت و ملت شكاف ايجاد بشود و از طريق اين شكاف، آن قسمتهاي جامعه مدني - كه بر مبناي جامعه باز شكل گرفته و توانمند شده - روي آن حاكميت به منظور تغيير رفتارش اعمال فشار كند.
"هاله اسفندياري " در بخش ديگري از سخنانش گفت: "نماينده بنياد سوروس با ما تماس گرفت. او از بنياد "فورد " شنيده بود كه مركز ويلسون يك برنامه خاورميانه‌اي را شروع كرده و اين‎كه علاقه مند است كه در كنار اين، يك برنامه ايران را هم داشته باشد، اين بود كه نماينده انستيتوي جامعه باز كه بخشي از بنياد سوروس است با ما تماس گرفت و آقاي "آنتوني ريشته " به واشنگتن آمدند و آن‎جا با رييس برنامه بين الملل و من يك نشستي داشتيم. در اين جلسه بود كه در مورد هدف و برنامههايي كه در نظر داشتيم براي ايشان توضيحاتي داديم، ايشان هم گفتند كه علاقه‌مند هستند كه اين بنياد به برنامه سخنراني‎هاي ايران كمك مالي بكند. "
انتخاب استراتژي "نافرماني‌مدني " به‎جاي پروژههايي همچون بازدارندگي فعال (استفاده از تمام ظرفيتهاي قانوني) و آرامش فعال (حكومتي بودن اصلاحات) از راهبردهاي افراطيون جبهه دوم‌خرداد، پس از شكست آنان در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و رياست‎جمهوري نهم بود.
سخنان سعيد حجاريان در جمع دانشجويان دانشگاه تهران با طرح موضوع "اصلاحات مرد، زندهباد اصلاحات " به نوعي تدوين و ارايه استراتژي جديد جبهه از هم فروپاشيده دوم‌خرداد بود. اين عبارت پارادوكسيكال، برگرداني از شعار "انقلاب مرد، زنده باد انقلاب " "تروتسكي " و گفته معروف دربار پادشاهان فرانسه با عنوان "شاه مرد، زنده باد شاه " بود كه حجاريان به‎صورت استعارهاي مي‌خواست نتيجه بگيرد راهكارهاي سابق جبهه اصلاحات با شكست مواجه شده است و براي حفظ بقاء و تداوم حيات حزبي، چارهاي جز اتخاذ استراتژي ديگري نخواهد بود.
سه روز پس از روشن‎شدن نتايج انتخابات مجلس هفتم، سعيد حجاريان در گفت‎وگو با خبرگزاري ايلنا، در تبيين خط مشي جديد اين جبهه گفت: "در پروژه جديد، محوريت اصلاحات از حوزه قدرت به جامعه مدني انتقال خواهد يافت. "
مصطفي‌تاجزاده، از اعضاي افراطي جبهه مشاركت، در نشستي حزبي اعلام ميكند: "سال 83، سال تشكيل و پايه‌ريزي جنبشهاي اجتماعي و سال 84، سال به راه‌انداختن تظاهرات و آشوبهاي اجتماعي است. " اين راهبرد در چهار سال فعاليت دولت نهم فرصت عملياتي شدن پيدا نكرد و نهايتا در آستانه انتخابات رياست‎جمهوري دهم فرصتي مناسب براي اجرا پيدا كرد.
تجربه كودتاهاي مخملين نشان ميدهد سرمايه‌گذاري بر روي جوانان به‎ويژه جنبشهاي دانشجويي، يكي از مهمترين مؤلفههاي پيشبرنده طرحهايي چون براندازي نرم است. اولين تجربه انقلاب رنگي در دوران پس از جنگ سرد، در يك دوره زماني شش هفتهاي يعني از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در كشور چكسلواكي به ثمر نشست. حلقه دوم اين انقلاب در صربستان (1997) و به وسيله جنبش دانشجويي اتپور (به‎معناي مقاومت) تكميل گرديد و سپس در سال 2003، حلقه سوم آن در گرجستان با حركت دانشجويي كمارا (به معناي بس است) تدارك ديده شد. در اكراين نيز گروهي از جوانان و دانشجويان آموزش ديده، حركتي به نام پورا (به معناي لحظه موعود فرا رسيده) را در سال 2004 طراحي و به مرحله اجرا گذاشتند كه با عناويني همچون انقلاب نارنجي، سرخ و شاه بلوطي ملقب گرديد. اين سناريو در بلاروس با نام "جنبش زوبر " و در انقلاب لالهاي 2005 قرقيزستان كه دانشجويان در صفوف مقدم آن قرار داشتند با نام اتپور (مقاومت) ادامه يافت.
مأموريت عبور از ميدان مين و خطوط قرمز به‎عهده جنبش به اصطلاح دانشجويي گذاشته شد تا جنبشي كه خاستگاه و فلسفه وجودي آن با عدالتخواهي، استكبارستيزي و استقلال‌محوري تعريف شده است، به ابزاري در جهت تحقق و اجراي سناريوي غرب تبديل گردد كه اين موضوع در آشوب‎هاي 18 تير 78 خود را به‎خوبي نشان داد.
با شكست شبه كودتاي 18تير، طراحان جنگ نرم به اين نتيجه رسيدند كه براي پيشبرد اهدافشان در جمهوري اسلامي ايران نمي توانند بر سرمايه‌گذاري روي قشري خاص حساب ويژه باز كنند، بنابراين لايههاي ديگري از جامعه همچون زنان، روزنامه نگاران، اساتيد دانشگاه، نخبگان، كارگران و هنرمندان هم بايد به ميدان بيايند تا زمينههاي كودتاي مخملين به‎صورت فراگير و گسترده در كشور فراهم گردد.
اعترافات "هاله اسفندياري، رامين‌جهانبگلو و كيانتاجبخش " نشان داد كه روزنامه‌نگاران يكي از مهمترين گروه‎هاي هدف در پروژه براندازي نرم هستند.
با آغاز سال تحصيلي 88 ـ 87 دانشگاهها، دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) با صدور بيانيهاي اعلام كرد: "با توجه به شكست دوره اصلاحات و در بنبست قرار گرفتن روشنفكران و منتقدان سياسي، اين تشكل دانشجويي تصميم گرفته است، راهبرد و تاكتيك فعاليت خود را از فاز سياسي به فاز اجتماعي تغيير دهد. "
ورود پيش‎دستانه سيدمحمدخاتمي به صحنه انتخابات دهم رياست‎جمهوري، با شعار "من يا موسوي " نتوانست خللي در عزم ميرحسين‌موسوي براي ورود به صحنه انتخابات به وجود آورد. حجاريان در گفت‎وگو با عباس عبدي ميگويد: "راهبرد ديگر اين است كه اصلا در انتخابات مشاركت نكنيم. يك راهبرد هم ميگويد كه پشت سر يك آدم قوي و پاي كار كه مثل خاتمي هم نباشد بايستيم. "

مهره‎يابي براي جريان
پس از كنار كشيدن خاتمي از صحنه رقابت، دوم‌خردادي‎ها چاره را در حمايت از ميرحسين موسوي ديدند. آنان كروبي را نه كانديدايي داراي مقبوليت ميدانستند و نه رييس‌جمهوري كه بتواند اهداف آنان را دنبال كند. اما موسوي لااقل چند مزيت نسبت به كروبي و خاتمي داشت. 20 سال دور بودن از صحنه سياسي و اجرايي كشور به اندازه كافي موسوي را نسبت به جريانات سياسي و اجتماعي ذهني و او را متأثر از اطرافيان خود كرده است. علاوه‎بر آن روحيه يكدندگي او براي سناريوهاي بعد از انتخابات ضروري بود كه موسوي اين يك‎دندگي و عدم تمكين به قانون را در زمان نخست‎وزيري خود با استعفاء و تهديد چندين‎بار به‎خوبي نشان داده بود.
ميرحسين موسوي در اوايل كانديداتوري خود به‎شدت خود را فردي از درون نظام و پايبند به آن معرفي مي‎نمود، اما در اواخر سال 87 و پس از ديدار با جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين مشي وي تغيير كرد و شروع به سردادن شعارهايي ساختارشكنانه نمود كه در اولين آن‎ها مي‎توان تناقض بين رفتار گذشته وي و حرف‎هاي كنوني او را به وضوح ديد.
با حضور موسوي "خط تخريب و سياهنمايي كارنامه دولت و قانونگريزي و دروغ‎گويي دولت، سياهنمايي سياست خارجي، تشكيك در سلامت انتخابات، طرح نظارت بين المللي بر انتخابات، افزايش انتظارات و مطالبات عمومي، جنبش سخنراني براي سياهنمايي و استفاده از شعارها و كاريكاتورها و نمادها، استفاده از نماد سبز، نمايش تصاوير افراد و شخصيتهايي مثل خاتمي و هاشمي در كنار موسوي و كارناوال خياباني خودرويي، فضاي جديدي در جامعه حاكم شد.
طراحان انقلاب مخملي اكنون شخصيت مناسب خود را پيدا كرده بودند و همراهي كروبي به‎عنوان يك اصلاح‎طلب نيز كمك شاياني به جريان فعلي نمود. سازگارا در مصاحبه در شبكه تلويزيوني صداي آمريكا، به صراحت اعلام كرد كه كروبي ساختارهاي موجود را به‎عنوان يك فرد از درون نظام مي‎شكند و موسوي پشت سر او رأي‎ها را جمع مي‎كند. البته چرخش 180 درجه‎اي در برخي مواضع موسوي براي نزديكان وي نيز تا حد زيادي شگفت‎انگيز بود و اين ماجرا حاكي از نفوذ زياد جريان طالب انقلاب مخملي بر ميرحسين بود.
نگاهي به مواضع و بيانيه‎هاي موسوي در خلال تبليغات انتخاباتي به وضوح اين موضوع را آشكار مي‎كرد كه وي از جانب گروهي كاناليزه شده و تنها اطلاعاتي كه دوست دارند به او برسانند، به‎صورت درست يا غلط به وي القا مي‎كنند و موسوي به‎عنوان يك بلندگو فقط آن‎ها را باصداي بلند حتي از رسانه‎هاي عمومي نظير صدا و سيما اعلام مي‎كند و وقتي دروغ بودن گفته‎هايش اثبات مي‎شود نه خود وي و نه جريان منتسب به وي صلاح مي‎بينند كه در دفاع از گفته‎هايشان زحمتي به‎خود بدهند.
جريان مذكور بنا داشت چه آقاي موسوي پيروز بشود چه نشود، خط اغتشاش را دنبال كند. اولين گام براي اين حركت توسط ميرحسين موسوي به‎عنوان يك مهره برداشته مي‎شود. ساعت 23:23 آقاي موسوي مصاحبه ميكند و به جاي سه ربع فقط ده دقيقه حرف ميزند و ميگويد: "من پيروزم، در صورت اعلام عدم اين پيروزي از سوي مراجع رسمي، در انتخابات تقلب شده است. " وي با تشكيك در نتايج، زمينه بحرانزايي و نافرماني مدني را خواسته يا ناخواسته فراهم ميكند.
از روز 23 خرداد و با بيانيه‎هاي تحريك‎آميز موسوي همچنان به تحريك افكار عمومي پرداخته است و بدون هيچ دليل و مدرك مستندي بر طبل تقلب گسترده در انتخابات مي‎كوبد و خواستار ابطال انتخابات مي‎شود.
همصدا با موسوي، دولتمردان آمريكايي نيز درباره اين مسايل كه زاييده عملكرد موسوي است، اظهار‎نظر مي‎كنند و آب بر آسياب آشوب‎ها مي‎ريزند.
"جوزف بايدن " (24خرداد) مي‎گويد: "من ترديدهايي در مورد نتايج انتخابات ايران دارم، اما تا زمان بررسي كل روند، اظهار‎نظر نميكنم. حكومت ايران مردم را سركوب و آزادي بيان را با بستن سايتهاي شبكههاي اجتماعي، مثل فيسبوك محدود كرده است كه سؤال‌برانگيز است. آراي قوي احمد‌ي نژاد براساس تحليلهاي قبل از انتخابات غيرمحتمل است. آيا اين پاسخ است، آيا اين پاسخ صحيح است. آيا اين خواسته مردم ايران است... منافع ما در قبل و بعد از انتخابات ايران عوض نشده است. ما از آن‎ها ميخواهيم كه از تلاش جهت دستيابي به سلاح اتمي و يا داشتن اين تسليحات، دست بردارند و دوم آن‎كه حمايت از ترور را متوقف كنند. گفت‎وگو با ايران پاداشي در قبال رفتار خوب آن‎ها نيست. "
اوباما رييس‌جمهور آمريكا (25خرداد) ميگويد: "من از وضعيت فعلي ايران كه در تلوزيون مي‌بينم، رنجيده‎خاطر هستم. ارزشهايي مثل آزادي عقيده و... ارزشهاي جهاني هستند كه بايد مورد احترام قرار گيرند... اين‎كه چه كسي رهبري ايران برعهده گيرد مربوط به مردم ايران است، اما ساكت نشستن هم غلط است و بررسي درباره نتايج انتخابات نبايد به همراه خونريزي باشد. "
مجددا آقاي موسوي در تاريخ 29 خرداد پس از خطبههاي حكيمانه مقام معظم رهبري، در بيانيهاي به روش غيرقانوني خود اصرار دارد: "... از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن‎كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات، عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانيده است و نخستين اصل در هر داوري، بيطرفي است. "
اما تمديد فرصت پنج روزه شوراي نگهبان و بازشماري ده درصد صندوق‎هاي راي در جلوي دوربين‎هاي صدا و سيما، هم نتوانست موسوي را از اين رويه خود دور نگه دارد و وي همچنان به امضاي بيانيه‎هاي از پيش نوشته خود ادامه داده و تا كنون نه بيانيه صادر كرده است كه بيانيه‎هاي پس از 22 خرداد وي همگي بر ابطال انتخابات اشاره دارد.

سخن پاياني
تئوريسين‎هاي جريان طرف‎دار غرب نشان داده‎اند كه در انتخاب مهره‎هاي خود براي اهداف از پيش تعيين شده كمتر اشتباه كرده‎اند، اما آن‎چه كه واضح و مبرهن است اين موضوع است كه ايران اسلامي و مردم آن تفاوت‎هاي ماهوي با ديگر كشورها كه الگوي انقلاب رنگي در آن‎ها جواب داده است دارند. لازم است كه اين نكته را براي چندمين‎بار به آن‎ها يادآوري كنيم كه ايران را نمي‎توان اوکرايني زه يا گرجستانيزه كرد.
مقابله با اين پروژه در كشورهاي هدف از مجاري گوناگون قابل پي‎گيري است. علاوه‎بر شناخت طرح‎ها وتدابير بازيگران غربي تلاش براي برطرف ساختن واقعي مشكلات و نارسايي‎هاي داخلي در حوزه‎هاي مختلف، جهت جلوگيري از مانور حاميان غربي انقلاب‎هاي رنگي روي آن‎ها از جمله تمهيدات مؤثر براي جلوگيري از وقوع اين قبيل انقلاب‎ها است. اگرچه تاكنون تنها اعترافات مهدوي - عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي - درباره انتخابات رياست‎جمهوري دهم منتشر گرديده است و همين مقدار براي آن‎كه ببينيم حركات اخير جريان منتسب به غرب در ايران تا چه ميزان با الگوي انقلاب مخملي سازگاري دارد، كفايت مي‎كند؛ اما لازم است تا با انتشار صحبت‎هاي ديگر سران اين جريان اين موضوع در اذهان عمومي واكاوي و موشكافي شود تا مجددا وحدت ملي به جامعه بازگردد.

چند قاشق عسل فرودگاه را تعطیل کرد يکشنبه 20 دي 1388


تدابیر امنیتی شدید آنچنان که از اسمشان بر می آید کار ساز نبوده اند و مقداری عسل ساده، یکی از فرودگاه های آمریکا را ساعت ها به تعطیلی کشانده است.
چندی پیش در خبرها آمده بود که آمریکا نصب اسکنر تمام بدن را در فرودگاه های خود اجباری کرده است، ولی گویا این تدابیر امنیتی شدید آنچنان که از اسمشان بر می آید کار ساز نبوده اند و مقداری عسل ساده، یکی از فرودگاه های آمریکا را ساعت ها به تعطیلی کشانده است.به گزارش سرویس بین الملل«فردا» به نقل از سی ان ان؛ پلیس ایالت کالیفرنیا اعلام کرد ماده مشکوکی که باعث تعطیلی یکی از فرودگاههای این ایالت در روز پنجم ژانویه و تخلیه مسافران آن شده بود، فقط کمی عسل معمولی بوده است.
ماجرا از این قرار است که دو تن از ماموران امنیتی فرودگاه به محتویات ساک یکی از مسافران مشکوک می شوند و ادعا می کنند که ماده خطرناکی در اثاثیه وی کشف کرده اند. بدنبال این قضیه، دستور تخلیه مسافران فرودگاه صادر شده و فرودگاه به مدت چند ساعت تعطیل می شود.

بيشتر ...

انقلاب مخملی یا ‌رنگی؟ /حسن‌بهشتی‌پور

مدیر شبکه پرس تی وی در این مقاله تلاش کرده است تا به دور از جو رسانه‌ای غالب، موضوع انقلاب مخملی و تفاوت آن ‌را با انقلاب رنگی به بحث بگذارد و نشان دهد آنچه که ادعا می‌شود در ایران به عنوان انقلاب رنگی در جریان است؛ به چه دلایلی با واقعیت‌های موجود تطبیق ندارد.




تحلیل قالب
یکی از مهم‌ترین"آفات تحلیل سیاسی" پدیده‌ای است که از آن تحت عنوان "تحلیل قالب" بر محیط تحلیل‌گر سیاسی یاد می‌شود. این پدیده، تحلیل‌گر سیاسی را ناچار می‌سازد برای ارائه تحلیل خود این ملاحظه را داشته باشد که به نوعی "تحلیل قالب" را اثبات کند. او مجبور است یا با خودسانسوری تحلیل خود را به گونه‌ای ارائه کند که با "تحلیل قالب" در تعارض قرار نگیرد و یا در نهایت در لفافه بنویسد که دچار دردسر نشود. البته این نوع نوشتن دیگر تحلیل نیست و همان کلی گویی است که نه تنها گره‌ای نمی‌گشاید، بلکه در مواردی گره را کورتر می‌سازد.  

درحوادث پس از اعتراض‌های ناشی از ابهام‌های متعددی که درباره صحت نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران بیشتر از سوی نخبگان منتقد، پیش آمد؛ مقام‌های مسئول برای توجیه منطقی برای برخورد قهرآمیز با مخالفان متعرض‌، "تحلیل قالب " خود را در مورد طراحی آمریکا و متحدانش برای راه‌اندازی انقلاب مخملی و یا به تعبیر دقیق‌تر انقلاب رنگی در ایران مطرح کردند.

از آن‌جا که این "تحلیل قالب " از سوی کانون‌های قدرت کشور مطرح شده در رادیو و تلویزیون و مطبوعات به عنوان "امر حتمی" تلقی شد؛ به گونه‌ای که حتی در کیفرخواست دادستانی نیز با مستندات تحلیلی تلاش شد عوامل اجرایی آن نیز به مردم معرفی شود.  

با وجود این برای نگارنده امکان‌پذیر نیست که اندوخته‌های بیست سال گذشته خود را دربحث شناخت سیاست‌های آمریکا در برخورد با شوروی و اروپای شرقی و پس از آن جمهوری‌های بر جای مانده از فروپاشی شوروی و یوگوسلاوی، نادیده بگیرم و غیرمنطبق بودن این" تحلیل قالب " را بر شرایط امروز ایران یادآور نشوم. به همین جهت در این مقاله سعی می‌کنم با بررسی دقیق آنچه که تحت عنوان انقلاب مخملی و رنگی در کشورهای مختلف رخ داده است به تعمق بیشتر در این بحث مهم بپردازم.


واژه‌ی انقلاب مخملی
برای اولین‌بار واژه انقلاب مخملی درباره حرکت گسترده مردم در کشور چکسلواکی در 1989 توسط "واسلاو هاول" بکار گرفته شد. که رهبری جنبش ضد کمونیستی را در این کشور بر عهده داشت. این حرکت به جهت آنکه بدون خون‌ریزی به سرنگونی حکومت دیکتاتوری پایان داد مخملین توصیف شد.

در چکسلواکی ده روز پرحادثه از هفدهم تا بیست و هفتم نوامبر 1989 پس از فرو ریختن دیوار برلین در آلمان شرقی و آزاد شدن لهستانی‌ها از حکومت کمونیستی، نوبت به چکسلواکی رسید. در روز اول انقلاب مخملی تظاهرات مسالمت‌آمیز دانشجویان به یادبود روز جهانی دانش‌آموز در پراگ به دلیل برخورد پلیس پراگ با تظاهر کنندگان به خشونت گرایید. پلیس ضد شورش، پس از آنکه تمام راه‌های فرار را بر دانشجویان تظاهرات کننده بست، در خیابان نارودنی پراک به آنها حمله‌ور شد. این دومینوی اول، آغاز یک بهمن بود. پس از آن تقریبا هر روز تا پایان دسامبر شاهد اعتراضات بیشتر با شرکت مردم بیشتری بود. در روز 20 نوامبر به تخمین نیم میلیون نفر دست به تظاهرات مسالمت‌آمیز زدند. در حالی که تعداد افراد حاضر در تظاهرات روز قبل دویست هزار نفر بود. در 27 نوامبر اعتصاب عمومی دوساعته‌ای به اجرا درآمد که تمام شهروندان چکسلواکی در آن شرکت داشتند. پس از آن تقریبا هر روز میدان ونسلس (wenceles) پراگ، درست مثل براتیسلاوا، شاهد تظاهرات معترضین بود.

یکی از مهم‌ترین پیشرفت‌های انقلاب مخملی، تأسیس نهادی به عنوان میعادگاه شهروندان  توسط واسلاو هاول و سایراعضای گروه مهم موسوم به "پیمان 77 " بود که رهبران آن پس از پیروزی انقلاب مخملی زمام امور چکسلواکی را بدست گرفتند. از جمله معروف‌ترین آن‌ها واسلاو هاول بود که به عنوان اولین رییس جمهور پس از انقلاب مخملی توسط مردم انتخاب شد. 



گروه موسوم به پیمان 77 به میعادگاه یک جنبش عمومی اصلاح طلب در چکسلواکی تبدیل شد، این گروه در ابتدا خواهان برکناری مقامات عالی‌رتبه کمونیستی مسئول حمله خشونت‌آمیز به دانشجویان، تحقیق و تفحص بی‌طرفانه‌ی رویداد و آزادی تمام زندانیان سیاسی بودند. اما با توجه به شرایط بین‌المللی ناشی از تحولات داخلی شوروی و نیز استقبال گسترده مردم از تحولات بوجود آمده سرانجام در 28 نوامبر حزب کمونیست حاکم بر چکسلواکی به شکست خود پی برد و به تسلیم قدرت سیاسی رضایت داد. 

پس از آن‌که شوروی هم به ایجاد تغییرات در اروپای شرقی رضایت داد، در دهم دسامبر 1989، "گوتساو هوساک" رییس جمهور کمونیست چکسلواکی اولین دولت غیر کمونیست این کشور را از سال 1948 را منصوب کرد و سپس استعفا داد. در 28 دسامبر، "الکساندر دوبچک" به سمت رییس پارلمان فدرال چکسلواکی انتخاب شد. یک روز بعد "واسلاو هاول" اولین رییس جمهور چکسلواکی آزاد پس از 1948 شد. با ریاست جمهوری هاول دانشجویان به اعتصاب خود پایان دادند و انقلاب مخملی به پیروزی نهایی رسید. پس از آن، نخستین انتخابات آزاد پس از 1946 در جون 1990 برگزار شد که نتیجه‌اش نخستین دولت کاملا غیر کمونیست چکسلواکی پس از چهل سال بود. اگرچه این کشور بدلیل بروز اختلاف‌های داخلی از 1993 به صورت توافقی به دو کشور چک و اسلواکی تقسیم شد، اما حرکت انقلاب مخملی به عنوان نقطه عطفی در تاریخ قاره اروپا به ثبت رسید.



تفاوت انقلاب مخملی با انقلاب رنگی
در روزهای اخیر مرتب دو واژه‌ی انقلاب مخملی و "انقلاب رنگی" بصورت مترادف هم به کارگرفته می‌شوند در حالی که نباید به صرف شباهت‌های ظاهری مثل مسالمت‌آمیز بودن و نقش گروه‌های دانشجویی و اصلاح‌طلب در بوجود آوردن آن‌ها، این دو حرکت را یکی دانست. باید گفت در واقع انقلاب مخملی با انقلاب رنگی از جنبه‌های مختلف با هم تفاوت اساسی دارند که به سه مورد مهم آن در اینجا اشاره می‌شود: 

1- انقلاب مخملی در چکسلواکی به تغییر رژیم کمونیستی انجامید که در نهایت نظام سرمایه‌سالاری را در این کشور حاکم ساخت. در حالی که آنچه بعدها در صربستان سال 2000، گرجستان 2003 و اوکراین 2004 و قرقیزستان سال 2005 اتفاق افتاد تغییر دولت‌ها بود و نه تغییر نظام‌ها. به همین علت اصولا به کار بردن انقلاب برای حرکت‌هایی که تنها به تغییر دولت‌ها منتهی می‌شود از لحاظ نظری دچار مشکل است.  

2- نقش آمریکا در ایجاد انقلاب مخملی در چکسلواکی همان‌قدر غیرمستقیم و در طولانی مدت بوده که در مورد شوروی و سایر کشورهای بلوک شرق مانند لهستان، مجارستان و رومانی در شرق اروپا در اواخر دهه هشتاد اتفاق افتاد. در حالی که در مورد انقلاب‌های رنگین در صربستان و سایر کشورهای برجای مانده از شوروی، بر اساس قرائن و شواهد آمریکا "راساً " وارد عمل شده و با طراحی‌هایی قبلی به تغییرات مورد نظر خود در این کشورها اقدام کرده است.


راهپیمایی 25 خرداد 88 در خیابان آزادی

 3- مبانی نظری انقلاب رنگی با مبانی نظری انقلاب مخملی بطور کلی متفاوت است. انقلاب مخملی بیشتر از طریق تبلیغات رسانه‌ای موسوم به رادیوی آزاد و تعاملات غیرعلنی با روشنفکران بلوک شرق در دوران جنگ سرد شکل گرفت؛ درحالی که انقلاب‌های رنگی بر اساس مبانی جدید سیاست خارجی آمریکا در دوران پس از فروپاشی شوروی، طراحی و به مورد اجرا گذارده شد.  

4- حاکمان این کشورها به هیچ عنوان برای متوقف کردن تظاهرات عمومی از نیروی نظامی استفاده نکردند.  

5- پیش از تحولات رهبران اصلی انقلاب‌های رنگی دارای سمت‌های مهمی چون صدارت یا وزارت بودند.  

6- رهبران برکنار شده همچنان به حیات سیاسی خود ادامه داده و شاید در صورت تغییر شرایط مجدداً به قدرت باز گردند. به این معنا که از تسویه حساب‌های سیاسی انقلابی و خونین که لازمه انقلاب‌های بزرگ می‌باشد، کوچک‌ترین خبری نبود. این در حالیست که عمده‌ترین تفاوت انقلاب‌های متعارف از انقلاب‌های رنگین آنست که در اولی انقلابیون برای پیشبرد اهداف انقلاب، اگر ضرورت ایجاب کند، از کاربرد خشونت علیه حاکمان و حافظان موجود دریغ نمی‌ورزند. اما در حرکت های آرام، رهبران خشونت را نفی می‌کنند و حتی الامکان به روش‌های مسالمت‌آمیز تأسی می‌جویند.

انقلاب درفرهنگ سیاسی به معنای: "تغییر ناگهانی است که در هر نظم اجتماعی، نهادی و سیاسی مستقر، تحت تأثیر نیروهای معمولاً متشکل و برتر از نیروهای حافظ نظم موجود و نه در جهت جابجایی افراد، بلکه با هدف ایجاد یک نظم جدید به وقوع می‌پیوندد".   

در تعریف دیگر انقلاب گفته اند "یک حرکت مردمی در جهت تغییر سریع و بنیانی از ارزش‌ها و باورهای مسلط در نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، رهبری، روش‌ها و فعالیت‌های حکومتی یک جامعه همراه با خشونت داخلی". بنابراین نظر به مفاد مذکور، عناصر و ویژگی‌های اصلی یک انقلاب عبارتند از:

1- مردمی بودن
2- سریع و ناگهانی بودن
3- با خشونت همراه بودن
4- ارزش‌های مسلط را تغییر دادن
5-نظام سیاسی حاکم را دگرگون ساختن



براین اساس می‌بینیم که اساسا حرکت موسوم به انقلاب رنگی را نمی‌توان انقلاب نامید. مع‌الوصف در فرهنگ‌های علوم سیاسی، علوم اجتماعی، روابط بین‌الملل و حتی حقوق بین‌الملل، مفاهیم مشابه دیگری وجود دارند که هر یک ناظر بر تغییر و تحولات سیاسی- اجتماعی ویژه‌ای بوده و بسته به نحوه و میزان تحولات از همدیگر متمایز می‌شوند. از این رو تعریف و مقایسه آن‌ها در این مقاله هم به درک روشن‌تر معنای انقلاب می‌انجامد و هم تطابق واژه‌ها با انقلاب‌های رنگی را تسهیل خواهد بخشید. مفاهیم فوق عبارتند از:  

1- کودتا: اقلیتی مسلح و مجهز به نیروی نظامی در مقابل اقلیت دیگری که حاکم بر اکثریت جامعه هستند، قیام کرده و وضع موجود را به نفع خود در هم می‌ریزد و خود جای گروه قبلی را اشغال می‌کند. کودتاها اغلب با طراحی و حمایت قدرت‌های بزرگ خارجی در کشورهای اقماری انجام می‌گیرند، زیرا امکان کودتا در کشورهای جهان سوم به دلیل تمرکز قدرت در یک گروه نخبه، فقدان سنن دموکراتیک، بی‌اعتنایی عموم مردم و نبودن امکانات نهادی برای جانشینی؛ زیاد است.  

2- شورش: بروز امواج نارضایتی در میان قشر یا اقشاری از جامعه علیه نظام حاکم که ممکن است موجب تغییراتی در سیاست‌ها، رهبری و احتمالاً نهادهای سیاسی بشود، ولی در آن حد نیست که ساخت و ارزش‌های سیاسی و اجتماعی را تغییر دهد و دیگر آنکه هدف شورش، نفس تغییر است، بدون آنکه امر جایگزینی مورد توجه باشد. این اصطلاح معمولاً برای اشاره به یک قیام ناموفق در برابر قدرت حاکمه به کار می‌رود.  

3- اصلاحات: کوشش برای تغییر محتاطانه در ساخت سیاسی جامعه و در عین حال اجتناب از خشونت را اصطلاحاً "رفرم" می‌نامند. به تعبیر دیگر، اقدام برای تغییر و تعویض برخی از جنبه‌های حیات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بدون دگرگون کردن اساس جامعه، مهندسی اجتماعی یا نقشه‌کشی اجتماعی یکی از انواع اقدامات اصلاحی است که معمولاً برای جلوگیری از نهضت انقلابی صورت می‌گیرد. این درست است که حرکت انقلاب مخملی از جهاتی به انقلاب رنگی شبیه است و درامتداد آن با توجه به تحولات جهانی طراحی شده است؛ اما مترادف هم قراردادن هر دو آنها موجب گمراهی در تحلیل واقعی حوادث پیش آمده درجمهوری های برجای مانده از شوروی خواهد شد.


اما ریشه جا افتادن این واژه در ادبیات سیاسی جهان چه بوده است؟

مبانی نظری انقلاب رنگی
انتشار مقاله مشهورجوزف نای نظریه پرداز آمریکایی تحت عنوان "قدرت نرم" power Soft درفصلنامه آمریکایی foreign policy درسال 1990 دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که بر اساس آن ایالات متحده به جای آن‌که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می‌نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تاثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می‌کند.

براین اساس آمریکا می‌توانست بجای سرمایه‌گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می‌شد، به سرمایه‌گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصنامه فارن پالسی در سال 2004 منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال‌های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود. 
 

درمقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل‌تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکار گیری "قدرت هوشمند" Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می‌کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر "جین شارپ" تهیه شد، در سطح رسانه‌های گروهی به مفهوم "انقلاب نرم " معروف شد. در واژه پردازی‌های ژورنالیستی معمول در جهان حتی حرکتهایی نظیر آنچه درمیان "بودایان تبتی" یا "برمه‌ای" انجام گرفت نیز انقلاب رنگی خوانده شد. چراکه آنها هم از نمادهای رنگی در مبارزاتشان سود جستند اگر چه به جایی نرسیدند.  

برای آنکه بتوان قضاوت دقیقی‌تری درباره آنچه که طراحی برای ایجاد انقلاب رنگی در ایران خوانده می‌شود داشته باشیم؛ لازم است مولفه‌های اصلی انقلاب‌های رنگی را در کشورهایی که اجرا شده است مورد توجه قرار دهیم. بطور خلاصه مهم‌ترین این مولفه‌ها را می‌توان در عوامل زیر دسته بندی کرد:




مولفه های انقلاب رنگی

1- اقتدار گرایی
وجود یک رژیم اقتدارگرا در همه‌ی کشورهایی که انقلاب رنگی در آنجا طراحی و اجرا شده است قابل مشاهده و بررسی است.

2- وابستگی به بیگانه
نفوذ و حضور قدرت خارجی و ارتباط با نهادهای درون حاکمیتی از طریق برقراری ارتباط با نخبگان جوامع.

3- تغییر دولت‌ها نه تغییر نظام‌ها و حکومت‌ها
در همه‌ی کشورهای مورد بررسی حکومت‌ها و ساختارهای تشکیلاتی آن‌ها تقریبا دست نخورده مانده‌اند؛ اما دولت‌های آنها به یک دولت غرب‌گرا تبدیل شده‌اند.


4- اعتراض‌ها و ناآرامی‌های مدنی از طریق مشارکت مستقیم مردم و رهبران مخالف
در این کشورها تغییرات از طریق نا آرامی‌های مدنی که خون‌ریزی نداشته است به وقوع پیوسته است و نظام‌های حاکم به تغییرات دولت برای برخورد نکردن با مردم تن داده‌اند. مردم در کمپینگ‌های انتخاباتی قبل و بعد از انتخابات شرکت می‌کنند.

5- استفاده‌ی نمادین از رنگ بخصوص
به منظور ایجاد همبستگی نمادین و برگزاری راهپیمایی‌های اعتراض‌آمیز استفاده از رنگ خاص به عنوان مثال در اوکراین رنگ نارنجی در برابر رنگ آبی و سرخ کاملا قابل توجه بوده است.

6- وجود دولت‌های نوپا و متزلزل
در این کشورها اگرچه حکومتی اقتدارگرا بر سر کار بوده است؛ اما دولتهای حاکم بدلیل نداشتن الگوی مناسب حکومتی که با نیازهای اکثریت جامعه منطبق باشد، دچار سردرگمی و تزلزل حکومتی هستند.

7- میزان توسعه‌یافتگی پائین یا در حال توسعه
از لحاظ اقتصادی این کشورها عمدتا دارای اقتصادی توسعه نیافته و با ناکارامدی اقتصادی ناشی از رانت خواری، رشوه گیری و سوءاستفاده از موقعیت‌های شغلی و در نهایت فساد اقتصادی هستند.

8- وجود تعارض‌های اجتماعی
پائین بودن رفاه اجتماعی اکثریت مردم و وجود نوعی تعارض‌های نژادی، قومی، محلی و مذهبی.

9- مشکلات ساختار داخلی درون حکومتی
در اکثر این کشورها مناسبات ساختاری بصورت دقیق تعریف نشده و در یک دوران گذار از سیستم کمونیستی به شدت تمرکزگرا، به سوی سیستم غربی که نهادهای سرمایه‌سالاری را تقویت می‌کند در حال حرکت هستند.  

10- بکارگیری عوامل داخلی برای اجرای برنامه های طراحی شده
در کشورهایی که تاکنون انقلاب‌های رنگی اجرا شده اعم از اینکه مانند گرجستان و اوکراین موفق بودند و یا در مورد کشوری مانند روسیه سفید و ازبکستان با شکست روبرو شده‌اند، طرح‌های عملیاتی از طریق برقرای تماس با نهادهای مردم‌گرا مانند NGO ها و طرفداران حقوق بشر و نیز با بهره‌جویی از رسانه‌های گروهی طرفدار غرب به مورد اجرا درآمده‌اند. در این میان بیشترین سرمایه‌گذاری بر روی جوانان و بویژه دانشجویان شده است.


متقاعد سازی نخبگان یا سناریو سازی؟!
اکنون ببینیم آیا با وجود شباهت‌های ظاهری در مورد مولفه‌هایی که بر شمردیم می‌توان نتیجه گرفت که "حرکت اعتراضی" پس از انتخابات در راستای اجرای طرحی است که آمریکا و متحدانش درغرب برای ایران تدارک دیده‌اند؟ به باور نگارنده پاسخ سوال فوق به دلایل زیر منفی است: 

1- واقعیت آن است که با وجود آنکه بعضی از مولفه‌های یاد شده در ایران هم کاملا وجود دارد؛ اما نباید از یاد برد که شبهه‌ی بوجود آمده در افکارعمومی بخشی از شرکت کنندگان در انتخابات که تعداد آن‌ها هم کم نیست؛ هیچ ربطی به آمریکا و نقشه‌هایش برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ندارد. امروز بسیاری از تحلیلگران می‌پذیرند به دلیل این‌که ایران به خواسته‌های آمریکا توجه ندارد و با اتخاذ سیاست مستقل خود، مانع اعمال هژمونی ایالات متحده در منطقه می‌شود، واشنگتن همه‌ی امکانات خود را برای تغییر رفتار ایران در درجه اول و در صورت امکان‌پذیر نشدن، تغییرحکومت ایران را از هر طریق ممکن در دستور کار خود دارد.
 
 اما این تحلیل به معنای این نیست که هر نوع حرکتی را در چهارچوب اعتراض مسالمت‌آمیز به صرف همسو دانستن با مقاصد آمریکا، محکوم به وابستگی به بیگانه و در نتیجه توجیهی منطقی برای سرکوب و برخورد با اشد مجازات در برابر آنها بدانند. باید توجه داشت به صرف "نسبت" دادن خواست میلیون‌ها نفر برای "تغییر و انجام اصلاحات" به وابستگی و همسویی با آمریکا، انگلیس و اسرائیل، نمی‌توان شبهه‌ی به ‌وجود آمده درباره‌ی اصالت نتایج انتخابات را از بین برد.
 

2- اینکه آمریکا و جهان غرب به اسم دفاع از حقوق بشر و دموکراسی این حق را برای خود قائل هستند که از حرکت بوجود آمده در راستای منافع خود بهره‌برداری کنند، نمی‌تواند بهانه‌ی منطقی برای آن باشد که ما بپذیریم کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری و وابستگان ستادهای آن‌ها برای بی اعتبارکردن انتخابات از خارجی‌ها دستور می‌گیرند و در چهارچوب انقلاب مخملی یا رنگی سازمان‌دهی شده‌اند. بلکه بیشتر این شبهه در ذهن برجسته می‌شود که این اتهام توجیه منطقی برای مقابله با کسانی است که در مسیر احقاق حقوق مورد ادعای خود دست به اسلحه نبرده‌اند، بلکه بصورت مسالمت‌آمیز راهپیمایی می‌کنند.  

3- براستی چگونه می شود باور کرد که آمریکا در سال‌های اخیر موفق شده این‌چنین سیاست خود را در ایران به پیش برد که دو رئیس جمهور سابق به همراه یک رئیس مجلس اسبق و نخست وزیر دوره‌ی دفاع مقدس را با خود همراه کند؟ آیا می‌شود باور کرد آن‌ها خودفروخته به آمریکا یا فریب خورده‌ی آن‌ها باشند؟ اگر این نظر را بپزیریم چه کسانی باید برای فراهم کردن چنین نفوذی مواخذه شوند؟  

4- باید قبول کرد که شبهه‌ی بوجود آمده درباره‌ی سلامت انتخابات ناشی از عملکرد غلط مسئولین اجرایی و نظارتی انتخابات است. ربط دادن آن به بیگانگان صورت مساله را پاک نمی‌کند.  

5- در ایران همه‌ی کاندیداها و رهبران اصلی اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی هستند و بیش از آن‌که خواهان تغییر نظام که موجب خلع خودشان از قدرت می‌شود، باشند خواهان تغییر و انجام اصلاحات برای تداوم نظام هستند. این افراد را نمی‌توان با کسانی که بیرون نظام برای براندازی تلاش می‌کنند مقایسه کرد. در این باره دلایل متعدد دیگری هم می‌توان برشمارد .

جان کلام آن‌که نباید بجای متقاعد سازی نخبگان به سمت سناریو سازی برای آن‌ها پیش رفت. اگر می‌خواهیم ایرانی آزاد و مستقل با مردمی دین باور و خداجو داشته باشیم باید به راه مفاهمه ملی و تعامل سازنده با یکدیگر باز گردیم. ما باید باور کنیم که می‌توان با همکاری هم در مقابل مداخله بیگانگان راست قامت باشیم.

۱۳۸۸/۰۵/۲۱
 مطالب مرتبط 

آنهم درحاشیه تاجائیکه خبرگزاریها مجبورشدند ازآرشیو خود برای پوشش خبری واغتشاشی نشان دادن راهپیمایی استفاده کنند چه چیزی رامی توان ازقضیه بررسی وتحلیل کردجز اینکه درطول تاریخ هم بوده هرباطل وفتنه ای که بوجودآمده اولش باهیاهو وسروصدامی آیدامادرادامه درامواج متلاطم حق وحقیقت ازبین می رود؟

مگرجزاینست که سنت الهی قابل تبدیل وتغییر نیست اگرقصدونیت عملی غیرالهی باشد منجربه شکست است این جبهه هم اگر عاقل باشدهرچند که درفتنه زمانه عقل معناندارد.بهتراست بی سروصداجریان سبز راه بی سرانجام خود راادامه ندهد قبل ازاینکه بیشترمفتضح شود

اینهم نمونه دموکراسی که باشعارخودشان پوتک آن برسرخودشان وارد شدکه برای خواست مردم نمی توان مانع ایجادکردمگرجریان امویان بایزیدش عباسیان  وهرجریان فتنه که بوده تابه امروز باقی بوده اگرهم بوده مثل سقیفه بنی صاعده آنهم بنابه سنت الهی باظهورمنجی عالم بشریت تکلیفش روش خواهد شدبه امیدآن روز

نویسنده : سبزی فروش - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٩
 
مقام معظم رهبری در دیدار هزاران نفر از مردم قم:
راهپیمایی 9 دی تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب است

خبرگزاری فارس: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حضور عظیم و تعیین کننده ملت مؤمن، بابصیرت و با غیرت ایران را در راهپیمایی سراسری نهم دی ماه امسال، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب خواندند.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از مردم قم، حضور عظیم و تعیین کننده ملت مؤمن، بابصیرت و با غیرت ایران را در راهپیمایی سراسری نهم دی ماه امسال، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب خواندند و تأکید کردند: سلطه‌گران و جریانهای ضد دین که امروز در شرایط غبارآلود فتنه در مقابل نظام و انقلاب شعار می‌دهند همان کسانی هستند که سالها زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب صف آرایی کرده بودند و مردم نیز با درک همین شاخص و حقیقت، حضور تعیین کننده خود را در حفظ نظام و انقلاب، بار دیگر ثابت کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ابعاد مختلف حادثه عظیم 19 دی سال 56 در قم تأکید کردند: قیام 19 دی مردم قم در 32 سال پیش با ویژگیهایی همچون بصیرت، موقع شناسی، دشمن شناسی، و مجاهدت، مبدأ تحول و ایجاد جریانی عظیم در ملت ایران شد که همچنان درس آموز و تأثیرگذار است.
ایشان، اراده و مجاهدت انسانها را زمینه ساز شاخص شدن برخی روزهای تاریخ، از جمله 19 دی 56 دانستند و خاطرنشان کردند: روز 9 دی امسال نیز از جمله روزهایی است که به واسطه حرکت عظیم و فوق العاده مردم، در تاریخ ماندگار شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شرایط غبارآلود کنونی تأکید کردند: در چنین شرایطی، این حرکت مردم، اهمیت مضاعفی داشت و روح ولایت، و روح حسین بن علی (ع) در آن دیده می شود و همانگونه که امام راحل همواره می گفت تجلی دست قدرت خدا بود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در شرایط فتنه، کار، دشوارتر و تشخیص سخت تر است، به تبیین فتنه انگیزی جبهه مقابل امیرمومنان در جنگ صفین پرداختند و افزودند: در آن شرایط سخت و غبارآلود، جناب عمار یاسر که از یاران خاص و خالص و همیشگی امام علی (ع) بود، به روشنگری پرداخت تا به افراد متزلزل یادآوری کند که هیچ تفاوتی بین جبهه مقابله کنندگان با رسول خدا (ص) و دشمنان امیرمؤمنان وجود ندارد جز اینکه جبهه مقابل حضرت علی (ع) در ظاهر ادعای اسلام و طرفداری از قرآن و پیامبر را می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، و در تمام طول حیات امام خمینی (ره) همواره امریکا، انگلیس، دیگر قدرتهای استکباری، مرتجعین وابسته به نظام سلطه و منحرفان داخلی در زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب قرار داشتند، و اکنون هم شرایط به همین صورت است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: از قبل از انتخابات ریاست جمهوری تاکنون، امریکا، انگلیس، و رسانه های صهیونیستی در کجا ایستاده اند؟ جناحهای ضددین همچون توده ای ها، سلطنت طلب ها، و دیگر مخالفان انقلاب و امام در کجا قرار دارند؟ آیا جز در زیر همان پرچم مقابله با نظام اسلامی قرار گرفته اند؟ بنابراین صف بندیها هیچ تغییری نکرده، و این یک علامت و شاخص مهم است.
حضرت آیت الله خامنه ای حماسه بزرگ 9 دی را نتیجه هوشیاری مردم و درک این شاخص بسیار مهم دانستند و افزودند: اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر بجا آورده شود، باز هم کم است.
ایشان بیداری و حضور مردم را عامل اصلی حفظ انقلاب اسلامی و کشور، و علت وحشت سران استکبار از حمله به ملت ایران دانستند و افزودند: برخلاف برخی تبلیغات رسانه ای، مشکل اصلی دشمنان این سرزمین، بصیرت ملت و غیرت دینی جوانان کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: با وجود این غیرت دینی جوشان، جوانان در مقابل برخی مسائل صبر پیشه می کنند که باید هم چنین باشد ولی هرگاه که زمان حضور در صحنه باشد، در میدان حاضر هستند.
ایشان، توجه به ناکامی استکبار در محاسبات جهانی و منطقه ای را در تحلیل صحیح حوادث ماههای اخیر کشور، ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: بیداری ملت ایران، محاسبات استکبار را بر هم زده و سلطه گران با هیاهو و جنجال و توطئه تلاش می کنند فریاد بصیرت و آمادگی این ملت به گوش امت اسلامی نرسد و موجب بیداری بیشتر ملتها نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای آزردگی وخشم جوانان عزیز و فرزندان بسیجی ایران را از بی حرمتی عده ای به عاشورای حسینی و اباعبدالله الحسین (ع)، امری طبیعی دانستند و افزودند: دلهای همه مردم از این بی حرمتی به درد آمده است اما همه باید مراقب باشیم که با کارهای بی رویه، به فتنه انگیزی دشمن کمک نکنیم.
ایشان تلاش همه جانبه دشمنان را برای طراحی فتنه ای پیچیده و یک بازی خطرناک خاطرنشان کردند و افزودند: در این شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در وقت خود با قاطعیت عمل کرد تا دشمن در فتنه انگیزی ناکام بماند.
حضرت آیت الله خامنه ای دستگاههای مسئول را به اِعمال کامل و قاطع مُرّ قانون در برخورد با حوادث اخیر موظف کردند و در عین حال افزودند: افرادی که مسئولیت و وظیفه قانونی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دعوت قرآن کریم به رعایت عدالت و اعتدال افزودند: عده ای دشمنی و خباثت می کنند و عده ای نیز از خباثت کنندگان حمایت می کنند اما اگر در این قضایا بدون دقت و درک کافی عمل شود ممکن است بیگناهانی که از این خباثت ها بیزارند لطمه جدی ببینند بنابراین همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود.
حضرت آیت الله خامنه ای حرکت عظیم ملت در نهم دی ماه را، اتمام حجتی برای همه دانستند و افزودند: مسئولان قوای سه گانه دیدند که ملت چه می خواهد بنابراین باید وظایف خود را در مقابل مفسدان و اغتشاشگران به خوبی انجام دهند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با یادآوری وظایف مسئولان و دستگاهها در مدیریت صحیح و استمرار حرکت رو به جلوی کشور تأکید کردند دشمن درصدد است با حوادث ماههای اخیر، چرخ پیشرفت اقتصادی و علمی ایران و روند حضور قدرتمندانه جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی را تخریب کند و مسئولان باید با انجام مدبرانه و قدرتمندانه وظایف خود در عرصه های اقتصادی - اجتماعی - علمی - فرهنگی و سیاسی، این هدف را ناکام بگذارند.
ایشان حضور مردم در صحنه را بزرگترین ثروت و پشتوانه نظام خواندند و با اشاره به تبلیغات غلط و مغرضانه رسانه های بیگانه درباره حکومتی بودن راهپیمایی عظیم نهم دی افزودند: آنها با این گونه تبلیغات، ناخواسته به قدرت مردمی جمهوری اسلامی اعتراف می کنند چرا که هیچ حکومتی در جهان قادر نیست ظرف 2 روز چنین بسیج عظیم ملی را انجام دهد و دهها میلیون نفر را به خیابانها بکشاند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان با تجلیل دوباره از بصیرت و آمادگی ملت عزیز ایران افزودند: در پرتو نَفَس گرم امام راحل عظیم الشأن و فداکاری شهیدان گرانقدر، مردم و حکومت، در این کشور بزرگ یک حقیقت واحد به شمار می روند و همه مسئولان از جمله اینجانب، فقط قطره های کوچکی هستیم در اقیانوس عظیم ملت.

 شهرک‌سازی یهودیان در کنار ایران،
پای یک گروه صد نفره صهیونیست به یمن باز شد

با ورود امریکا و عربستان به ماجرای برادرکشی در یمن، زمینه برای حضور صهیونیست‌ها در این کشور نیز فراهم شده است و اخبار رسیده حاکی از آن است که یک هیات صد نفره صهیونیست، در هفته گذشته با ورود به کشور یمن، زمینه‌های ایجاد شهرک‌های یهودی در این منطقه را بررسی کرده‌اند.

به گزارش رجانیوز، یک هیات صد نفره یهودی، که از پشتیبانی نظامیان امریکا در عراق برخوردار بودند، هفته گذشته با هدف بررسی وضعیت و شرایط کشور یمن برای ایجاد شهرک‌های یهودی پیش ساخته، به این کشور سفر کردنده‌اند.

این در حالی است که دولت یمن با کمک عربستان و امریکا مشغول سرکوب مسلمان این کشور در شمال یمن است.

این گروه صهیونیست بعد از آن از طریق عراق موفق به ورود به یمن شده‌‌اند، که نظاميان آمريكايي در یک اقدام مشکوک و محرمانه، هفته گذشته فرودگاه‌ موصل را تخليه‌ كردند.

نظاميان آمريكايي در این اقدام، تمامي كارمندان عراقي فرودگاه‌ شهر موصل را اخراج كرده‌ و اين فرودگاه‌ را تخليه‌ كردند.پس از آن این گروه صهیونیست موفق شد تحت تدابیر امریکا وارد عراق و از آن کشور و به از طریق زمینی به سمت یمن حرکت کند.

پیش از این نیز اخباری از ورود زمینی خانه‌های پیش ساخته اسرائیلی از طریق زمین به منطقه موصل منتشر شده بود.

موضوع یمن و فضاسازی برای وجود القاعده در این کشور، به سوژه جدید امریکا برای تبلیغات رسانه‌ای درمنطقه تبدیل شده است.

نظرات کاربران: